به انجام نمىرسيد . پس آن حضرت او را منع نمودند و فرمودند كه چنين مگوى ؛ بلكه بگوى كه اگر فلان كس را سبب امر من نمىگردانيد امر من به انجام نمىرسيد و خداوند كه در جواب قومى كه مىگفتند كه بديهايى كه به ما مىرسد از جانب حضرت موسى و من معه مىباشد ؛ فرموده است كه
يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ
« 1 » و در احاديث بسيار وارد شده است كه مؤمن ، مؤمن و موحّد نمىشود تا اينكه يقين بنمايد به آنكه ضار و نافع نيست مگر خداوند سبحانه و تعالى « 2 » و فقرات « ما شاء اللّه كان و ما لم يشاء لم يكن و لا حول و لا قوة الّا باللّه العلىّ العظيم » « 3 » مشهور است و خداوند فرموده است كه
أَ فَرَأَيْتُمْ ما تَحْرُثُونَ أَ أَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ
« 4 » با ساير احاديث و آيات متعدّده ديگر كه به اين مضمون مىباشد و از حد ذكر و حصر گذشته و ليكن مردمان به فرموده
قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ
« 5 » بسيار كم ، متذكر مىشوند و به هوش نمىآيند .
دردا كه حريف دردى اشام نماند * از باده نمى در قدح جام نماند
هامش
( 1 ) . اعراف : 129
( 2 ) . كافى ، ج 2 : 58 / 7 و 4 « لا يجد عبد طعم الايمان حتى يعلم ان ما اصابه لم يكن ليخطئه . . . و انّ الضار النافع هو اللّه » .
( 3 ) . كافى ، ج 2 : 572 / 10
( 4 ) . واقعه : 63
( 5 ) . اعراف : 3 ، نمل : 62 و حاقه : 42