تمهيد دوم [ مسؤوليت دهقانان ، رئيسان و مزدوران ]
بدانكه اين جمعى كه مشغول مىباشند به اين نوع از خلافت مذكوره ، سه طايفهاند دهقان ، رئيس و مزدور .
امّا طايفه اول ، پس آنانند كه مال و ملك دارند و زمين و زراعت و غراست مال و ملك ايشان مىباشد و در تعمير آن محتاج به فلاح و مزارع و عمله و شاگردان و مزدور مىباشند و اينها را دهقان گويند . يعنى خان و بزرگ و مالك ده ، آب و زمين آن ، هريك از اينها كه از اهل سعادت باشند و بخواهند كه اقدام بر عبادت ، بندگى و امر خلافت خداوند بنمايند و در خلافت او خيانت نكنند ؛ پس آداب و شرايط ايشان اين است كه ؛ اولا بايد كه به املاك و اموال خويش مغرور نگردند و دل بر آن ننهند و همه را در يد و تصرف خود عاريه دانند و ملك و مال را از خداوند و او را مالك الملك دانند و يد تصرف خود را ، يد وكيل و خليفه و مأذون دانند و از مضمون آيهء
وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
« 1 »
إِنَّ الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ
« 2 »
قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ
غافل نباشند و در قيد جمع كردن و ذخيره نمودن ، نباشند و عجب و تكبّر نكنند و به چشم حقارت به فلّاح ، شاگرد ، مزدور خود و درويشان ننگرند و در مزارعت خود نيت زراعت و تخمپاشى آخرت بنمايند و معنى « الدنيا مزرعة الآخرة » را هوش كنند و چون تخم را از انبار بيرون آرند و به مزدور دهند ، به نيت تخم پاشى آخرت بدهند . به اين نحو كه چون
هامش
( 1 ) . آل عمران : 189
( 2 ) . اعراف : 128