فراپيش 139 ، 149
فرا پيش پريدن 149
فراپيش داشتن 90
فراخى محيط 49
فراز گرفتن 56 ، 85 ، 89 ، 113 ، 176
فراشاء 142
فراموش 77
فراموشى 120
فراموشى داشتن 111
فراهم آمدن 172
فربه 86
فربه شدن 117 ، 172
فربه گردانيدن 111
فربه گشتن 147 ، 170
فربهى 80 ، 120
فرتك 76
فرج 54
فرخنده 46
فرزند آمدن 54
فرزند پرورده 48
فرزند نرينه 81
فرش ظلم و جهل 44
فرصت نگاه داشتن 69
فرفين سرد 63
فرمانفرماى ربع مسكون 44
فرمان و يرليغ 44
فرو بردن 64 ، 161 ، 170 ، 172
فرو بردن گوشت به يك بار 61
فروج 143 ، 146
فرو رفتن به قعر 174
فرّ و زيب 53
فرو شدن آفتاب 156
فرو شدن ( به آب ) 155
فروغ دادن ( به شب ) 60
فرو كردن 126
فروگذاشتن 95
فرونشاندن علّت 173
فرياد 117 ، 133 ، 141 ، 146
فريب 45
فزونى 46
فسردن استخوان 48
فشاندن 63 ، 87
فعل كردن 53 ، 67
فلفل 63 ، 87 ، 98 ، 143
فلفل خرد 81
فلفل سپيد 74 ، 96
منافع حيوان ( فارسى ) — صفحة 423
مساهمون: محمد روشن
ص٤٢٣