د
دارچينى 147
دارفلفل 76 ، 96 ، 107 ، 114 ، 145
دارو كردن ( خود ) 131
داروهاى زهرناك 91 ، 126 ، 174
داروهاى قتّال 110
داروهاى كشنده 147
دالون 153
دام انداختن 119
دانش . . . آموختن 76
دانش پنهان شده 44
داننده به قوّت 50
دانهء كدو 54
دايرهء گرد 73
دايمه 128 ، 132
داء ثعلب 63 ، 84 ، 102 ، 116 ، 127 ، 160 ، 163 ، 171 ، 175 ، 180
داء حيّه 101
دبا 179
دبّابه 51
دباغت كردن 123
دبر ديواب 87
دبر مردى 77
دختر 54 ، 87 ، 105 ، 129 ، 182
دختر بكر 52
ددان 61 ، 68
دد و دام 54 ، 63 ، 64 ، 86 ، 101
در آماس ماليدن 90
درآمدن سال 178
درآويختن 53 ، 87 ، 123 ، 169
درآويختن از خود 79
درآويختن ( از خويشتن ) 53
درّاج 130 ، 146
درازپا 176 ، 179
دراز دنبال 129
دراز زندگانى 156
دراز كشيدن ( مدّت ) 127
درازگوش 84 ، 89
درازى 68 ، 158
درازى داشتن 68
درافتادن 110
درافتادن ( شپش . . . ) 67
درانداختن 75
در پست كردن 86
در پوست . . . گرفتن 87
در پى 95 ، 120