او مضاعف گردد چنان كه خداوند خانهئى « 1 » كه نصيب او چهار است اگر در خانه باشد نصيب او هشت گردد و خداوند شرف كه نصيب او سه است اگر در شرف باشد نصيب او شش گردد و هم بر اين « 2 » قياس .
و هرگاه كه نصيب دو كوكب برابر افتد ترجيح [ كه « 3 » ] آن را بود كه خداوند خانه است و هر كوكب كه نصيب او به نصيب مستولى « 4 » نزديك بود آن كوكب شريك مستولى بود و كوكبى كه در خانه بود با شهادت و نصيب اندك او را استخفاف استيلا بود بر آن خانه . مثال اين آن است كه طالعى است « 5 » ( در ) ده درجه حمل ميخواهيم كه مستولى « 6 » ( كه ) بر اين طالع باشد بدانيم كه كدام كوكب است . به خداوند آن « 7 » شهادت نگاه كرديم « 8 » مريخ را كه خداوند خانه است چهار شهادت گرفتيم و آفتاب را كه خداوند شرف است سه شهادت گرفتيم ، و هم آفتاب اول خداوند « 9 » مثلثه است به روز شهادت ديگر گرفتيم .
اگر طالع نهارى باشد و مشترى دوم خداوند مثلثه است او را يك شهادت گرفتيم و زهره خداوند حد است او را نيز يك شهادت گرفتيم . پس نگاه كرديم شهادت آفتاب از آن ديگران زيادت بود ، دانستيم كه مستولى آفتاب است و چون شهادت مريخ به آفتاب نزديك بود دانستيم كه مريخ شريك او است و اگر به تقدير مريخ در حمل باشد شهادت وى زيادت شود ، مستولى وى بود و آفتاب شريك وى ، و اين جمله حكايت سخن استاد گوشيار است و در اين باب مذاهب و اقاويل ديگر است ، اما اعتقاد بر يكى از اين دو طريق است و بيشتر ابناء روزگار طريق گوشيار گرفتهاند ، و
هامش
( 1 ) . م . خانه .
( 2 ) . متون . بنميرين . بجاى هم بر اين .
( 3 ) . م . كه ندارد .
( 4 ) . در ح . كه بالاى سطر نوشته شده و با علامت ص .
( 5 ) . م . در ندارد .
( 6 ) . م . كه ندارد .
( 7 ) . در ح . پس از آن ، واژه كوكب نوشته شده و خط خورده است . در م . كوكب بدون خط خوردگى .
( 8 ) . م . كنيم .
( 9 ) . در م . خداوند اولى و اولى در حاشيه .