و متصرفان « 1 » و بسيارى باران و كثرت اخبار و بسيارى طعام و غلاى اسعار ، و اگر منحوس باشد احكام اين آيد .
اگر در حمل بود آبها زيادت گردد و طعام اندك فراز آيد و اگر از شعاع آفتاب آن وقت ظاهر گشته بود شادى بود بر عموم و نشاط و فرحى مردمان را ، و محبوسان از حبس خلاص « 2 » يابند . پادشاهان بسيار عفو كنند و ببخشايند . حال ستوران « 3 » نيكو بود .
اگر در ثور بود دليل دلتنگى و بيمارى و يرقان و حرب و قتال و قحط و تنگى « 4 » ( و ) گرانى و طعام و زيانهاى مردمان بود ، و بارانها بسيار آيد و سرما سخت بود و اگر از شعاع آفتاب آن وقت بيرون آمده بود دليل نيكويى احوال مردمان بود و خوشدلى و شادى ايشان به زنان و سلامت غلهها و اگر در جوزا بود دليل وباها و طاعونها و بسيارى باران بود . اگر از شعاع « 5 » بيرون آمده بود مردمان را بيماريهاى سودائى پديد آيد ، اما و با نباشد و سرما سخت بود .
و اگر در سرطان بود پادشاه را سفرها افتد و رعيت بدان شادمان باشند كه پادشاهى به مردى . افتد كه رعيت از وى عظيم ترسند . گرسنگى و قحط بود و باران اندك بود . اگر شعاع آفتاب ظاهر گشته باشد كشتيها از غرق ايمن باشند و غلهها به سلامت فراز رسند .
« 6 » اگر در اسد بود پادشاهى نو شود و از شهرى به شهرى شود به اصلاح حال رعيت . حال « 7 » ستور و ميوهها نيكو بود . « 8 » اگر از شعاع ظاهر گشته بود پادشاهان مال بسيار خرج كنند و عامه مردمان سودها بسيار كنند و بسيار مردمان كه نعمت و حرمت نداشته باشند توانگر گردند .
هامش
( 1 ) . در د . منصرفان .
( 2 ) . م . خلاصى .
( 3 ) . در م . بين ستوران و نيكو واژه ديگر را نوشته و خط زده .
( 4 ) . فقط در م .
( 5 ) . م . شعاع آن وقت بيرون . . .
( 6 ) . م . و اضافه دارد .
( 7 ) . م . و اضافه دارد .
( 8 ) . م . و اضافه دارد .