درد چشم پديد آيد ، و سرما سخت بود و آبها بسيار گردد و باد و برف بسيار بود .
و اگر درد لو بود هلاك بعضى از اشراف بود و جوانان را بيماريها افتد و مرغان و ددگان بسيار هلاك شوند و كشتيهاى دريا را خطر بود و بسيار غرق شوند .
« 1 » اگر شمالى بود هوا خشك بود و اگر مشرق بود بادها [ ى ] « 2 » اندك بود و اگر مغرب بود زنان پادشاهان را خطر بود و بعضى از ايشان هلاك شوند ، و اگر از شعاع آن وقت بيرون آمده و بعضى از بزرگان را حالى افتد كه بگريزند ، و مردمان را بيماريها افتد و مرغان هلاك شوند و كشتيها ( ى ) بسيار غرق شوند ، و بادها كه كشت را سودمند بود بسيار وزد . برف و باران فراوان بود . گياهها ( را ) آفت رسد و بسيار جايها گياهها و نباتها از يخچه « 3 » تباه شوند و كشت نيكو بود .
و اگر ( در ) حوت بود مردمان را زيانها رسد خاصه زنان و جوانان را .
بادهاى سرد بسيار وزد . باران « 4 » و برف ميوهها و كشتها و رزان « 5 » را تباه كند و آفت رساند .
اگر شمالى بود بادها ( ى ) سودمند جهد و اگر جنوبى بود بارانها بسيار بود و آبها مدد يابد و اگر مشرق بود باران اندك بود و هوا خشك « 6 » بود و اگر مغرب بود پادشاهان را حركتها بسيار افتد و لشكرها به اطراف مملكت خويش فرستند « 7 » و اگر راجع بود خلل و فساد به همه كارها راه يابد ، و اگر از شعاع آن وقت ظاهر گشته بود ، مردمان را از زلزله بيم و ترس بود و زنان و كودكان بسيار بيمار گردند و باران و برف بسيار آيد ، و باد شمالى وزد و حال كشتها نيكو بود اما ميوهها تباه شوند .
هامش
( 1 ) . م . و اگر . . .
( 2 ) . م . و د . بادها .
( 3 ) . م . محجه .
( 4 ) . م . برف و باران .
( 5 ) . م . و د . زران .
( 6 ) . ح . خنك ، براسال ، م . و د . . و به قرينه بعد اصلاح شد .
( 7 ) . متون فرستد .