انقلابى در كارها پديد آيد و مردمان را از دشمنان خوف بسيار بود و حرب و خون ريزش بسيار افتد ، و بىبرگى و گرسنگى غالب بود ، بيمارى و طاعون و مرگ فراوان بود ، و ملخ زيانكار و حشرات و حيوانات آبى و آبها و سيلها بسيار بود و باد دبور بيشتر وزد ، و به روم فراخى سال بود و ايشان را درد چشم بسيار افتد و مرگ در چهارپايان ايشان افتد ، و حال كشت و درختان نيكو بود .
وجه اول دليل زلزله و گرمى هوا است و وجه دوم « 1 » دليل نيكوئى امتزاج هوا و وجه سوم دليل جستن بادها .
و در كتب ديگر ديدهايم كه اين طالع دليل بود بر گرمى هوا [ و ] « 2 » و بادها ( ى ) درست « 3 » و ابرهاى مختلف و ناپايدار ، هيچ كار خاصه كار ملوك و عمال « 4 » ، تشويش و اراصف « 5 » بسيار در ميان ملوك و رعيت و بيم و ترس فراوان و بسيار رفتن رسولان و افتادن چيزها و ناايمنى راهها و اطراف ولايتها ، و روائى « 6 » طعام و اندكى غله ، و بيمارى و درد سر و سلعه « 7 » و بر و سينه و درد چشم .
اسد
احمد عبد الجليل گويد در اين سال ولادت پادشاهى مسلط و قاهر باشد و ظاهر شدن چنين پادشاهان كه با راى و تدبير و قوت و هيبت و شجاعت و سياست عظيم باشند « 8 » و « 9 » خشمناك و صاحب همت و بسيار حيله و مكر و فريفتن و مثله كردن مردمان بود و مردمان را بيماريها افتد در « 10 » معده و دل ، و طاعون و مرگ بسيار بود ، و سباع زيانكننده بسيار باشند .
و مردمان را « 11 » از آن رنجها و زيانها باشد ، حال هوا مختلف بود و
هامش
( 1 ) . م . دويم .
( 2 ) . فقط در ح .
( 3 ) . متون . درست .
( 4 ) . م . و اضافه دارد .
( 5 ) . م . اراجيف .
( 6 ) . م . رائى .
( 7 ) . د . سلفه .
( 8 ) . ح و د . باسد .
( 9 ) . م . و ندارد .
( 10 ) . م . درد .
( 11 ) . د . را ندارد .