مستخلص گردانيد « 1 » و آن « 2 » امير « 3 » را سياست كرد و حق آن درويش « 4 » زيادت از آنچه « 5 » بود « 6 » به وى باز « 7 » داد ، و امير غور به و بال ظلم خود مأخوذ گشت .
حكايت « 8 » ( 10 ) آوردهاند كه در اول حال كه حجاج « 9 » يوسف به عراق آمد بر منبر رفت و خطبه كرد « 10 » و بعد از تحميد و صلوات « 11 » در اثناى كلام نهج موعظت « 12 » بگردانيد و « 13 » گفت : اى مردمان هركه « 14 » از شما بيمارى خود را دارو نمىشناسد « 15 » آن معالجت به « 16 » نزديك من است و هر « 17 » كه از جان خود سير شده است من او را بازخواهم رهانيد ، و هركس كه مىانديشد كه اجل او دير فراز مىرسد من سخت زود آن را به وى خواهم رسانيد « 18 » ، و هركه را سر بر گردن گران شده است « 19 » من آن گرانى از تن او « 20 » بردارم ، و هركس « 21 » كه عمرى « 22 » دراز يافته است من « 23 » عمر او را كوتاه گردانم . و بدانيد كه ملك جز به شمشير راست نيايد ، پس « 24 » هركه از شما « 25 » اعتقاد شكسته دارد من
هامش
( 1 ) - بنياد : و مسخر كرد ، مپ 2 - و آن ممالك را مستخلص گردانيد
( 2 ) - متن و مپ 2 و بنياد - آن
( 3 ) - بنياد + آنجا
( 4 ) - مج و بنياد + به
( 5 ) - مپ 2 : آن ، مج + از آن وى
( 6 ) - مپ 2 - بود
( 7 ) - بنياد - باز
( 8 ) - اين حكايت در نسخهء بنياد ذكر شده است
( 9 ) - مج + ابن
( 10 ) - مج : گفت
( 11 ) - مپ 2 - و بعد از تحميد و صلوات
( 12 ) - متن : مواعظ
( 13 ) - مپ 2 - نهج موعظت بگردانيد و
( 14 ) - مپ 2 و بنياد + را
( 15 ) - مپ 2 : نمىشناسيد
( 16 ) - متن - به
( 17 ) - مپ 2 و مج + كس
( 18 ) - مپ 2 - و هركس كه . . . خواهم رسانيد
( 19 ) - مج : گشته است
( 20 ) - مج - او
( 21 ) - مج - كس
( 22 ) - مپ 2 و بنياد : عمر
( 23 ) - مپ 2 - من
( 24 ) - مپ 2 : و
( 25 ) - مج + نيت و