گويى كه « 1 » بمرد و به خاكش « 2 » دفن كردم ، و چندان ازين انواع بگفت كه « 3 » برصيصا دختر را بكشت و دفن كرد . ابليس به نزديك پادشاه آمد و گفت :
فلان زاهد با دختر تو « 4 » زنا كرد و دختر از او « 5 » بار گرفت و او را « 6 » بكشت و به خاك « 7 » دفن كرد ، و اگر باور نداريد « 8 » خاك [ را ] بازكنيد « 9 » تا معلوم گردد . چون كسان « 10 » پادشاه بيامدند و تفحص كردند حال بر آن جمله بود « 11 » . او را بگرفتند و به استخفاف تمام « 12 » به شهر بردند ، و دارى بزدند « 13 » تا او را صلب كنند « 14 » .
ابليس پيش او « 15 » آمد و گفت : اگر از اين ورطه خلاص مىخواهى مرا سجده كن تا من ترا ازين واقعه خلاص دهم . آن بدبخت مخذول « 16 » ابليس را سجده كرد . چندانكه از دايرهء ايمان برون رفت ابليس او را گفت : من از تو بيزارم و او را بگذاشت و برفت . آن جماعت او را صلب كردند و بعد از آن چندان مجاهده بىايمان برفت .
و شك نيست كه خذلان و حرمان « 17 » دولت « 18 » حكمى است « 19 » در ازل سابق و نقشى است « 20 » بر لوح محفوظ مثبت « 21 » ، و هر « 22 » چه از خيروشر و نفع و
هامش
( 1 ) - متن - كه
( 2 ) - مپ 2 : به خاك
( 3 ) - متن - كه ، مپ 2 - و چندان از اين انواع بگفت كه
( 4 ) - مج : شما
( 5 ) - مپ 2 و مج - از او
( 6 ) - متن و مپ 2 - او را
( 7 ) - مج - به خاك
( 8 ) - متن و مج - و اگر باور نداريد
( 9 ) - مپ 2 : بكاويد
( 10 ) - مپ 2 : معتمدان
( 11 ) - مپ 2 : همچنان بود ، مج + كه او گفته
( 12 ) - مپ 2 - تمام
( 13 ) - مج : نصب كردند
( 14 ) - مپ 2 - تا او را صلب كنند
( 15 ) - مپ 2 :
برصيصا
( 16 ) - مپ 2 - مخذول
( 17 ) - مج + و
( 18 ) - مج + و امكان
( 19 ) - متن + كه ، مپ 2 + و
( 20 ) - متن - نقشى است ، مپ 2 - است
( 21 ) - متن + است
( 22 ) - متن و مپ 2 : اگر