او روان كرد زبان را به مديح تو دراز * تو ازو دست حوادث به كرم كن كوتاه
تا كه در نور و ضيا ماه نباشد چون خور * تا كه در مرتبه فرزين نبود همچون شاه
دشمن جاه تو در حبس ابد باد چنان * كه برون نايد ازو هرگز چون سايه ز چاه « 1 »
منابع جوامع الحكايات « 2 » بر رويهم با قطع و يقين نمىتوان گفت كه همهء مطالب جوامع از چه منابعى استخراج شده است ، به حكايات فراوانى بر مىخوريم كه هيچگونه اشارهاى به منبع و مأخذ آن نشده ، از اين جهت مىگوييم كه نويسندهء ما اطلاعات فراوانى اندوخته داشته و برحسب دلخواه از آنها بهره گرفته و جاىجاى به مآخذ و منابعى اشاره نموده و بدينوسيله دين خويش را به نويسندگان سلف پرداخته است . صداقت و وفادارى او به منابعى كه در دست داشته و استفاده كرده است بسيار قابل توجه است و اين موضوع به صحت و اعتبار معرفتى كه به اسلاف منتقل مىكند كمك زيادى مىنمايد . او با سبكى بىتكلف و ساده كه تفاوت فاحشى با لباب الالباب دارد ، در قالب حكايات جزئيات كامل و اسامى تمام اسناد و منابع خود را در اختيار ما مىگذارد و چنين به نظر مىرسد كه جز داستاننويسى اين موضوع را هم سرلوحهء كار خويش قرار داده است . نظرى اجمالى به فهرست يكصد فصل كتاب وسعت مطالب و جامعيت آن را در مقابل ديدگان ما مىگشايد . اين اثر با 2113 حكايت و 650 بيت از بزرگترين كتب فارسى است ، در آن به تعداد قابل ملاحظهاى از حكايات برمىخوريم كه هم در منابع اصلى كه نويسنده متذكر شده است وجود دارد و هم در آثار ديگر قبلى و بعدى . چيزى كه در اين
هامش
( 1 ) - بنا به گفتهء نظام الدين اين ابيات را مرحوم قزوينى تصحيح كردهاند .
ص 20
( 2 ) - اين قسمت و همچنين فهرستها را از نظام الدين ترجمه كردهام .
ص 26 - 32