عصاة به ضم اول / 17 جمع عاصى - گناهكار
عصبيت / 272 - دشمنى
عصمت / 341 - 358 - 422 - حفظ
عطارد قلم زن به كسر دال / 647
عطلت به ضم اول / 520 - 606 - 701 - بىكارى ، از عالم انتظار خدمت
عقابين به ضم اول / 141 - دو چوب كه مقصر را بر آنها به دار ميكشيدند يا بر آنها بسته چوب مىزدند ظاهرا سر آن دو چوب به شكل عقاب بوده اين لغت تثنيه عقاب است ولى در تداول فارسى مراعات تلفظ تثنيه نمىشود
عقال به كسر اول / 335 - ريسمانى كه زانوى شتر را بدان مىبندند
عقد به كسر اول / 641 - گردنبند
عقد بيان به كسر اول و سوم / 363
عقل پيشانديش به كسر لام / 167
عقل غريزى به كسر لام / 700 - عقل انسانى در به دو آفرينش يعنى قوه تفكر و تعمق و استدلال
عقوق / 448 - نافرمانى
عقيله / 700 - مايهء گرفتارى
علت قلت به كسر تاى اول / 642 - بيمارى فقر
علم ازل / 181
عمر مقسوم به كسر راء / 181 - اجل ، مدت
عنايت نامه به سكون تاء / 643 - توصيه ، سفارش
عنف به ضم اول / 81 - درشتى
عنقاء مغرب به فتح عين و ضم ميم و اضافهء عنقاء به مغرب / 491 - سيمرغ ناپيدا و افسانهاى
عنقاى زرين آفتاب به كسر نون
عوايد / 672 - 692 جمع عايد و عايده - فايدهها
عود طرب به كسر دال / 283
عورت / 450 - كنايه از زن باشد
« * » عورتر از الف كوفى / 657
هامش
* زيرا كه الف را در خط ثلث و نسخ باطرهاى مىنويسند در اولى طره در سمت چپ است و در دومى در سمت راست اما الف كوفى خالى از تزيين است .