انجاميد « 1 » روى به باديه نهادم كه مگر چيزى بهدست آرم . چند شبانروز برفتم ، اسب كرهاى ديدم كه بر درختى بسته بود . خوشدل شدم و او را بگشادم .
آوازى شنيدم كه دست ازين كره بدار تا سزاى خود نبينى . دانستم كه اين موضع جنيان است . از آنجا درگذشتم و در ميان باديه خيمهاى ديدم و خوابگاه « 2 » شتران و طويلهء اسبان . پيشتر آمدم پيرى را ديدم كه در خيمه نشسته بود و آثار ضعف در وى « 4 » پديد آمده ، سلام كردم « 5 » ، مرحبا فرمود و « 6 » بنشاند و من در خدمت او بنشستم « 7 » . شبانگاه شد . جوانى را ديدم كه بر اسبى تازى « 8 » نشسته بود و رمهء شتر يكرنگ « 9 » در پيش او « 10 » بود « 11 » و دو غلام حبشى در خدمت او مىآمدند . چون برسيد او را خدمت كردم و او مرا مرحبا گفت و ساعتى در خدمت او بنشستم . بفرمود تا شترى را بدوشيدند و شير « 12 » به خدمت پير آوردند « 13 » ، پير قدرى بخورد و باقى مرا داد تا به كار بردم . پس گوسفندى را بسمل كردند و بريان كرد « 14 » در پيش من بنهاد . چون از آن تناول كردم پير و جوان به آسايش مشغول گشتند . من صبر كردم چندانكه ايشان در خواب شدند من آن شتر نر را « 15 » باز گشادم و بر « 16 » نشستم و آن شتران ديگر بر عقب او روان شدند و همهشب براندم « 17 » . هيچكس از پس من نيامد . چون روز شد نيارستم « 18 » فرود آمد « 19 » و همچنان مىراندم « 20 » .
هامش
( 1 ) مپ 2 : رسيد ، مج : رسيده ، متن و مپ 2 + روزى
( 2 ) متن و مپ 2 :
چراگاه
( 4 ) مج : در نهاد او
( 5 ) مج + مرا
( 6 ) مپ 2 + مرا
( 7 ) مپ 2 - و من در خدمت او بنشستم
( 8 ) متن - تازى
( 9 ) مج : رنگ به رنگ
( 10 ) متن - او
( 11 ) مج : شتر رنگبرنگ مىآورد ، مج و بنياد + و يك شتر نر مست در پيش بود و نود و نه ديگر در عقب مىآمد
( 12 ) متن : شير
( 12 ) متن - شير
( 13 ) متن : آورد
( 14 ) متن و مپ 2 : بريان كرد و ، مج : و بريانش
( 15 ) مج + عقال
( 16 ) مج + آن
( 17 ) متن - همهشب براندم ، مپ 2 : و تا روز مىراندم
( 18 ) متن و مج - نيارستم
( 19 ) متن : فرو آمدم ، مج - فرود آمد
( 20 ) مپ 2 - و هيچكس از پس . . . . مىراندم