2 چهگونه مأمون مردى را كه در مدح او مبالغه مىكرد حد سپاسگزارى آموخت . 363
3 كسى خلف احمد را نديده ستود و سيصد دينار صله گرفت . 364
5 غلامى كه تلخى از دست خواجه چون شكر بخورد و بدين وسيله نعمت آزادى يافت . 365
6 مرد بىدست و پا و چشم كه شكر مىكرد و مىگفت : سپاس خداى را كه جمله آلتهاى گناه از من بستد و بهعوض آن اسباب معرفت عطا فرمود . 365
7 عبد الرحمان عوف خدمت رسول اكرم ص آمد و ناليد كه مىخواهم در سلك درويشان صحابه منخرط شوم اما هرچه مال خود را در معرض تلف مىگذارم نمىدانم چرا مقدار آن فزونى مىگيرد . 367
8 مردى از دوستداران برامكه هرشب به خرابههاى خانهء آنان مىرفت و ساعتى در محامد ايشان خطبه مىخواند و بر ايشان مىگريست . 368
پايان باب چهاردهم به دعاى وزير .
باب پانزدهم در فوايد حزم 376 - 405 مقدمه ؛ 376
حكايت صفحه
1 چهگونه عبد الملك ديلمى ابو جعفر سمنانى را به هلاكت رساند و خود به قوت حزم از مهلكه نجات يافت . 377
2 سخن خالد بن وليد در ستايش حزم و دورانديشى . 379
3 پس فرستادن معاويه هديهء زياد را كه از مصر توسط برادر مالك اشتر فرستاده بود و پيغام پنهانى به برادر كه چرا
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة فهرست حكايت ها 24
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
صفهرست حكايت ها ٢٤