5 روايت محمد سعيد انبارى از پست و بلند زندگى سليمان وهب . 184
6 سخن اصمعى از خشم هارون بر مروان حفصه كه معن زايده را مدح گفته بود . 188
6 « 1 » سر گذشت جوانى اصمعى و فايد تحصيل علم . 190
7 امير على قهستانى در حضور امير نصر سامانى و كژدمى كه در جامهء او رفته بود . 194
8 چهگونه ابراهيم ادهم از غلام خود رسم نيك بندگى آموخت . 195
9 بازرگانى كه محض رعايت ادب بر بالش اهدائى كسرى ننشست . 196
10 جاه و مقام كسائى معلم امين و مأمون در چشم آنان . 197
11 چهگونه ملك محمد اميرزادهء خراسانى را ادب خدمت آموخت . 198
12 چهگونه وفاى حاجب غلام در دانهء معتصم را ادب كرد . 198
12 « 2 » سخن ابراهيم ادهم آن توانگر گستاخ را كه سوار بر اسب خانهء خدا را طواف مىكرد . 200
13 پيران خداىنشناس از كودكان جسور چه شنيدند . 201
14 ادب خوارزمشاه در خدمت عبد الملك نوح و يافتن منصب دامادى او . 201
15 دو معبر كه خواب هارون را تعبير كردند ، يكى عزت يافت و ديگرى ذلت . 202
16 حجاج اميرى را كه ادب امارت نداشت از آن سمت معزول كرد . 204
17 چرا ربيع حاجب پسر عموى منصور عباسى را پنجاه تازيانه بزد . 204
18 چهگونه هارون ميزان علاقه امين و مأمون به خود را به زبيده اثبات كرد . 205
پايان باب ششم در ستايش محمد بن ابو سعد جنيدى
هامش
( 1 ) نگاه كنيد به حاشيه صفحه يازده
( 2 ) نگاه كنيد به حاشيه صفحه يازده