3 مأمون عامل ولايت اهواز را عفو كرد كه گفته بود مبادا فرداى قيامت ترا همچون من در محاسبه كشند و عقوبت كنند . 37
4 عفو كردن مأمون فضل ربيع را . 37
5 دعبل خزاعى و هجوى كه براى مأمون ساخت . 38
6 چهگونه يكى از اصحاب مختار مورد عفو مصعب قرار گرفت و مال بسيار به دست آورد . 39
7 خصومت ميان مأمون و عمش ابراهيم مهدى ، شفاعت زوجه مأمون و دوباره گرفتار شدن ابراهيم و ذكر قصيدهء ابو سعيد عاص كه مايهء نجات او شد . 41
8 مداواى پادشاه تيزخشم توسط حكيم دانا . 44
9 سفيان عيينه در بارگاه هارون موجب نجات بىگناهى شد و خليفه سى حديث از او استماع كرد . 47
10 تقرب سلام ابرش به مأمون و ذكر مكارم پدران خليفه . 49
11 رنجيدن مأمون از قاضى يحياى اكثم و عفو كردن او . 50
12 بخشش خواستن شاميان از سفاح به زبان پيرمردى و جوانى . 51
13 مشورت كردن پادشاه عجم با يكى از خاصان در حق مجرمى و به خلاف گفتهء او عمل كردن . 53
14 بهعقيده حجاج بقاى بنى آدم در هلاك بنى آدم است لكن سياست بايد با شفقت آميخته باشد . 54
15 پس از غلبهء حجاج بر عبد الرحمان اشعث شعبى عذرخواهان به نزد او آمد و عفو طلبيد . 55
16 گريختن فضل ربيع از بأس و سطوت مأمون و عاقبت قصهء او . 57
17 دست يافتن مأمون بر ابراهيم مهدى و مشورت با حميد طوسى و احمد ابو خالد در باب او . 63
18 شعر حسين ضحاك در مدح مأمون پس از مرثيهاى كه امين را گفته بود . 65
19 احمد ابى دواد جاحظ را با وجود كفران ببخشيد و فضل و هنروى را بستود . 67
پايان باب سوم به دعاى محمد بن ابو سعد جنيدى .
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة فهرست حكايت ها 10
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
صفهرست حكايت ها ١٠