نداشته باشد تا همه كس او را عزيز و محترم دانند ، و هركس زر نزدش عزيز باشد ، او را خوار و بىاعتبار شمارند .
شعر
مال از بهر آن به كار آيد * تا ز بهر تنت سپر گردد
هركه تن را فداى مال كند * مال و تن عرصهء خطر گردد
هر كريمى كه خوار دارد زر * هر زمانى عزيزتر گردد
كه موجب ذكر مفاخر ، و نشو مآثر گرديده ، طناب دولت و اقبالشان به اوتاد خلود مؤيّد « 1 » و مبانى رفيعهء سلطنت و كامكارى و شوكت و جهاندارى تا قيامت ، مخلّد و مؤبّد شود .
به رشتهء خبر ، انسلاك يافته كه ، پادشاهى به كمال جوانمردى و بخشندگى بود .
روزى با يكى از همدمان و مقرّبان خود تقرير كرد كه ، مرا ارادهء آن است كه هزار هزار درهم به يكى عنايت نمايم . او گفت كه : اين مقدار بسيار است و به كسى اين مبلغ توان داد ؟ تقرير كرد كه : اگر نصف آن دهم ، چون باشد ؟ گفت : اين مقدار نيز بسيار است ؛ امّا كرم پادشاه زياده از آن است . پادشاه گفت كه : اى بدبخت دون همّت ! ارادهام چنان بود كه در مادّهء تو اين به فعل آيد ؛ خود را از اخذ اين مبلغ محروم نمودى و مرا از سخاوت بازداشتى . گفت : اى سلطان ! از من خطا صدور يافته ، شما از كرم بگذرانيد . ملك گفت : بايد كه در مجلس من ، لئيمطبعى نكنى .
بيت
مرد هرچند در هنر كوشد * بخلِ او جمله را فروپوشد
از لئيمانِ تيرهدل بگريز * در كريمانِ پاكدين آويز
بدان كه سخاوت به معنى سهولت انفاق اموال خود آمده به مقتضاى مصلحت ،
هامش
( 1 ) . س : مؤبّد . به قرينهء « مؤبّد » بعدى ، در اينجا « مؤيّد » مناسبتر مىنمود .