همايون اشرف اعلى گردد كه به ميامن عواطف انظار آن گردون وقار ، اين نسخه درّ درج عالى برج درر بار گوهر نثار شود كه طالبان معنى جهت استفاضهء معانى ، دست وصول به كنگرهء عرش عزّتش رسانند ، و از سرچشمهء جمالش بهرهور شوند ، كه [ اين ] وثيقه درّ مكنونى است از صدف بحار به اشرف بطون معرفت كه به ساحل مراحل ظهور مراد خراميده ، و كتاب مشكين نفخاتى است « 1 » بر مثال عروس محروسى كه « 2 » به مشّاطگى خامه و مداد ، از نقاب سواد بر تخت بياض قرطاس در جلوهگاه ناز درآمده ، مسمّى به قواعد السّلاطين گرديد .
اميد كه از سرچشمهء اين آب حيات ، جرعهاى چند نوشند و به پاىمردى اتّعاظ « 3 » و انتباه ، جوهر چند ربايند .
و اين نسخه ، مشتمل به فاتحه و دوازده قاعده و خاتمه ، سمت تحرير پذيرفته .
هامش
( 1 ) . س : شود .
( 2 ) . س : و .
( 3 ) . س : اتّعاذ .