انواع ظلم و ستم از ايشان به صفحهء ظهوريّه مىپيوندد . او در جواب نوشت كه : آنچه شما مىگوييد ، من اطّلاع ندارم . ايشان پيغام مرتبهء ديگر فرستادند كه : عذر ، از گناه بدتر و بيشتر است .
اكابر گفتهاند كه : آنچه جواب به تو متوجّه باشد ، به ديگرى حواله منماى كه مهمّات رعايا و عجزه در ذمّهات استقرار گرفته كه در وقت سؤال از عهدهء جواب در روز قيامت بايد بيرون آمد ، و از بىخبرى و غفلت لهو و لعب و شادى و خرّمى خود را بيدار گردانيد كه عذرت مسموع نگرديده به درجهء قبول نرسد كه در كارخانهء كون و فساد به حكم حاكم محكمهء
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ
« 1 » هيچ آدمى را از تجرّع كأسات مرارات قطع امل ، و تحمّل حرارت شرارت نيران اجل چارهاى نباشد . نيل
نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ
« 2 » بر چهرهء ادانى و اقاصى كشيدهاند و غبار
إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ
« 3 » بر مفارق اسافل و اعالى پاشيده . پس ديده بازكن و ذخيرهء آن نشأه مهيّا كن و از بازخواست عادل حقيقى انديشهناك باش و در وقت سؤال از عهدهء جواب در روز حساب درآى .
منقول است كه : چون ولايتى به سلطانى متعلّق باشد ، اگر پلى انهدام و ويران گردد و رمهء گوسفندى از آن عبور نمايد ، و پاى گوسفندى به سوراخى رفته كه مستلزم المى گردد ، و فرداى قيامت ازو سؤال نمايند ، بايد كه از عهدهء آن بيرون آيد .
پس چون كسى كه حبل سلطنت را بر گردن افكند و پاى تمكّن بر سرير حكومت گذارد ، بايد كه به اداى حقوق و رسوم از وجه [ 126 ] شفقت و مرحمت و حسن سيرت ، با كافّهء انام سلوك نمايد . « 4 »
هامش
( 1 ) . فجر / 14 .
( 2 ) . واقعة / 60 .
( 3 ) . يونس / 49 .
( 4 ) . به مقدار شش سطر سياه شده كه احتمال مىرود به دليلى خود كاتب آنها را بدين صورت درآورده باشد . از -