بيهوش شد . چون به هوش باز آمد و از اين حالت سؤال كردند ، مترنّم شد كه : اين آيه دربارهء كسى طنطنهء نزوليّه يافته كه اندك ميل به ظلم داشته باشد ؛ پس حال ظالم چگونه باشد ؟
بدان كه ظلم در دار دنيا شوم و موجب سقوط سلسلهء انتظام ، و در عقبا متوجّهش عقوبات بىپايان گردد و غضب الهى به او استيلا يابد [ 110 ] و آتش جحيم را مشاهده نمايد ؛ و مادام كه امتثال اوامر و نواهى بارى نكند و بساط عريض الانبساط قبايح ظلم را درنوردد « 1 » ، نامشان در جرايد محبّان ، ثبت نگردد .
و پادشاه عالميان مىفرمايد كه : اى بنده ! اگر ظلم به ظهور رسانى ، از محبّت من محروم مانى ، كه :
وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ
« 2 » و به لعنت موسوم شوى ، كه :
أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ
« 3 » و از رحمت من دور گردى ، كه :
فَبُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ
« 4 » .
و ظلم به چند نوع انقسام يافته ، و اقبح و اشنع آنكه خلايق را از لباس حيات عارى سازد و به سرمنزل عرصهء ممات رساند ؛ يا آنكه قصد استيصال خاندان مسلمانى نمايد ؛ يا آنكه دلهاى ايشان را مجروح و بريان سازد ، و ديدهها را گريان گرداند ، و مخالفت امر الهى به وقوع رساند كه :
وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ
« 5 » كه اين نيز از جمله ظلم آمده كه مخالفت فرمان [ الهى ] به ظهور رساند كه :
وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ
« 6 » .
پس اگر كسى از جملهء ظلمه نباشد ، نبايد كه اعانت ظلمه نمايد كه با ايشان محشور گردد ، كه :
احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ
« 7 » .
پس ، ملاحظه نماى كه احوال شوريدهحالان بىبضاعت ، و مرجع و مآل
هامش
( 1 ) . كذا در س . احتمالا : « درننوردد » .
( 2 ) . آل عمران / 57 .
( 3 ) . هود / 18 .
( 4 ) . مؤمنون / 41 .
( 5 ) . طلاق / 1 .
( 6 ) . مائده / 45 .
( 7 ) . صافّات / 22 .