شكر ناكردن زوالِ نعمت است * بهرهء شاكر كمالِ نعمت است
و همچنين حقّ تعالى مىفرمايد كه :
ما يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَ آمَنْتُمْ
« 1 » يعنى : پادشاه عالم شما را معذّب نمىسازد ، هرگاه شكر نماييد و ايمان آوريد .
بدان كه جناب بارى - عزّ مجده - دوست مىدارد كه حمد و شكر به ازاى هرنعمتى كه به شما انعام فرموده ، به جاى آوريد . هرگاه بندهاى خود را از شكر و حمد معاف دارد ، حقّ تعالى از جايى كه مطّلع نباشد ، زوال نعمتش فرمايد . منقول است كه : هر كه حقّ نعمت نداند ، آن نعمت زايل گردد از ممرّى كه او را اطّلاع نباشد .
در خبر است از حضرت سيّد ابرار - صلّى اللّه عليه و آله الأخيار - كه : جبرئيل از جانب ربّ جليل ، سمت نزول يافته مترنّم گرديد كه جناب كبريايى مىفرمايد كه :
اهل ذكرم در تزايد نعمت اميدوار بوند و اهل طاعتم در كرامتم باشند ، و اهل معصيتم قانع به رحمتم نباشند . اگر بيمار شوند من طبيب ايشانم ، و چون تايب گردند من حبيب ايشانم ، و چون تايب نشوند و از آستانهام روىگردان گردند به مصايب و بليّه اولى باشند .
نقل است كه : نوح - على نبيّنا و عليه السلام - چون [ 88 ] طعام تناول فرمودى ، مترنّم به « الحمد للّه » گرديدى ، و چون آب نوشيدى ، متلقّى به « الحمد للّه » شدى ، و چون به مركب سوار شدى ، « الحمد للّه » گفتى . پس جناب الهى او را از جملهء شاكران گردانيد كه
إِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً
« 2 »
قومى بر آنند كه : شكر ، قيد موجود و صيد مفقود گرديده ، و طايفه [ اى ] رفتهاند كه : شكر ، قيد حاضر و صيد نعمت غايب باشند .
بدان كه حقيقت شكرگزارى و طريقهء سپاسدارى آن آمده كه در هرحالتى متعرّض شكر گشته ، در هيچ مرتبه از خود رفع ننمايند ؛ و امّا سلاطين بايد به طريق
هامش
( 1 ) . نساء / 147 .
( 2 ) . إسراء / 3 .