ناخوانده نيامدهام . گفت : تو را كه خواند ؟ تقرير كرد كه ايشان را كه خواند ؟ گفت :
خدم ما . آن جوان مترنّم شد كه ايشان را خدم شما . . . « 1 » و مرا كرم شما طلب نمود .
خليفه را ازين [ 74 ] محاوره خوش آمد . منشور ولايتى از برايش تحرير كرده با خلعت بزرگانه و مركب خاصّ ، و گفت : هركه را خدم ما طلب نمايد چنان صله يابد و هركه را كرم ما دعوت كند صله و عطيّه چنين يابد .
ملاحظه نماى كه به سبب ملايمت و ملابست طبع ، چه انعام متوجّهش گرديد .
پس هرآن كس را كه ربّ العزّة به حكم خداوندى خوانده باشد ، چه مرتبه از علوّ و رفعت شاملش شود و به سمند دوند عزّت ، ركوب نمايد .
هامش
( 1 ) . به اندازهء دو كلمه سياه و ناخواناست .