باب پنجم در شناختن « 1 » حق مادر و پدر
و بدان اى پسر كه آفريدگار چون خواست كه جهان آباد ماند اسباب نسل پديد كرد در شهوت جانور ، و پدر و مادر را سبب كون فرزند كرد پس هميدون « 2 » از موجب خرد بر فرزند واجب بود « 3 » پدر و مادر « 3 » خود را حرمت داشتن « 4 » ، و اصل او پدر و مادرست ، و تا نگويى كه پدر و مادر را بر من چه حقست ؟ كه ايشان را غرض شهوت بود [ مقصود نه من بودم ؛ هرچند مقصود « 5 » شهوت بود ] « 6 » مضاعف شهوت شفقتى استاده است كه از بهر تو خود را بكشتن سپارند . و كمتر حرمت پدر و مادر آنست كه هر - دو واسطهاند ميان تو و آفريدگار تو ، پس چندانكه آفريدگار خود را و خود را حرمت دارى واسطه را نيز در خور « 7 » او ببايد داشت . و آن فرزند كه مادام خرد رهنمون او ( 20 ر ) بود از حق و مهر مادر و پدر خالى نباشد ، و خداى تعالى همىگويد در محكم تنزيل خود : «
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي
« 8 »
الْأَمْرِ مِنْكُمْ
« 9 » » اين آيت را تفسير -
هامش
( 1 ) - ل : اندر شناخت ؛ ن : اندر شناختن
( 2 ) - ل افزوده : كه
( 3 - 3 ) ، ل : بودن ؛ ن ندارد
( 4 ) - در اصل : حرمت داشتن ؛ ل افزوده : و تعهد كردن نيز واجب است اصل خود را تعهد كردن و حرمت داشتن ، چنين است ن و ب
( 5 ) - ن : غرض
( 6 ) - از ، ل و ن افزوده شد و بقياس ب و پ
( 7 ) - ل : درخورد ؛ ن : اندرخور
( 8 ) - نسخهء اصل و ل و ن : اولو
( 9 ) - نسخهء اصل : الامركم ، بقياس آيهء شريفه و ل و ن اصلاح شد ؛ قرآن ، سورهء 4 ( النساء ) آيهء 62