ب با ( - به ) 68 ح
با ( - آش ) رك . سماق با 238
* بابلقى زدن 124
بابها 63
باتصال 11
* با تصرفى 167
باتفاق ( - اتفاقا ) 31 ، 69 ، 81 ، 96 ، 172 ، 199
باجماع 18
باحفاظ 260
* باددست 130
بار آوردن 14
* بار خداى 241
باردادن 38
بارزانى داشتن 32 ح
* بارنامه 38 ، 173 ، 208
* بارنامه كردن ( به فتح ميم ) 38
باريك بانگ 114
* باريك تنگگاه 123
باريك چشم 114
باريكگردن 114
باريك ميان 113
* باز ( از روزگار آدم باز ) 116
باز استادن 234
باز پرسيدن 28
باز پسين 69 ، 242
باز جاى رفتن 83
باز جاى نهادن 103
باز خانه آمدن 37 ، 68
باز خانهء خويش آمدن 211
* باز خانه رفتن 197 ، 221
باز خواستن 106
بازدار 95
باز زدن ( دل - ) 154
باز ستاندن 110
باز ستدن 109
* باز شكافتن ( حكم ) 165
باز غنودن 182
* باز كردن 73
باز كردن ( پاى افزار ) 254
بازگشت 33
باز نگريدن ( نگريستن ) 109
باز نمودن 179 ، 219 ، 251
* بازودادن 251
بازهشتن ( هليدن ) 171
باساز 21
باشبهت 122
باشتها 86
با شحم و لحم 112
باصلاح 35 ، 138
باضعاف 224
به اعتقاد 49
بافراط 75
بالا دادن 6
بالا گرفتن 29 ح
بالا گرفته 29
* بام ( رك . سيهبام ) 183
باور داشتن 46
باوقات 69 ، 70 ، 77 ، 112
بايستهتر 4
ببرد ( به ضم اول ) 206
ببرگ كردن ( رك . خويشتن را ببرگ كردن ) 220
قابوس نامه ( فارسى ) — صفحة 491
مساهمون: عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير
ص٤٩١