ص 88 س 9 در نسخهء موزهء بريتانيا نيز « كوش » است . امّا چنين لغتى در فرهنگها ديده نشد و علّت اينكه به صورت « لوش » چاپ شده آن است كه در « برهان قاطع » كلمات « لوس » ، « لوش » و « لوشن » به معناى لجن و گل سياه و تيره آمده است .
ص 89 س 11 - چهار دانگ
ص 97 س 17 - « و . . . . دارد » را ندارد
ص 105 س 8 - بعضى از آن از
س 9 - يك . . . ثقب
ص 106 س 19 - اين همه از
س 20 - و جواهر و ؟ ؟ ؟ اهس ؟ ؟ ؟ ( ؟ ) به زمان بر او بود ( اين عبارت دنبالهء سطر قبل است و نبايد از اول سطر شروع شود . )
ص 121 س 14 - از شانزده و نيم تا غايت
ص 145 س 19 - عبارت « در هر . . . كه باشد » را ندارد
ص 146 س 4 - كرنجار
ص 151 س 11 - آهنپارهها
ص 164 س 4 - كذا بىنقطه « ؟ ؟ ؟ ار »
ص 340 س 9 - « لوزى » است به جاى « لورى » و طبعا با نام ده كه « لوزيان » است از لحاظ نسبت مناسبت تمام دارد .
عرايس الجواهر ونفايس الأطايب ( فارسى ) — صفحة 380
مساهمون: ايرج افشار
ص٣٨٠