تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩

فصل چهل و پنجم « 1 » بيرون آمدن سينباد گبر بر مسلمانان از نشاپور برى و فتنهء او

1 - و بعد از اين ايام از اين قوم هيچ كس در جهان سر برنكردند . و چنان بود كه زن مزدك خرمه بنت فاده بگريخته بود از مداين با دو مرد و بروستاى رى آمده و مردم بمذهب شوهر مىخواند در سرّ با اين دو مرد تا باز خلقى بسيار در مذهب
[ 124 b ]
او آمدند از گبران . و مردمان ايشان را خرمه دين لقب نهادند و ليكن پنهان داشتندى اين مذهب و آشكارا نيارستندى كرد و بهانه‌اى مىجستند به همه روزگار تا خروج كنند و اين مذهب آشكارا كنند . چون ابو جعفر منصور بودوانيق ببغداد ابو مسلم صاحب الدوله را بكشت در سال صد و سى و هفت از هجرت محمد صلى اللّه عليه و سلم ، رئيسى بود در شهر نشاپور گبر نام او سينباد و با ابو مسلم حق صحبت و خدمت قديم داشت و ابو مسلم او را بركشيده بود و بدرجهء سپاه‌سالارى رسانيده . پس از قتل ابو مسلم خروج كرد و از نشاپور با لشكرى برى آمد و گبران رى و طبرستان را بخواند و دانست كه مردمان كوهستان و عراق از درمى نيم درم رافضى و مزدكىاند . خواست كه دعوت آشكارا كند . اول عبد « 2 » حنفى را كه از قبل « 3 » منصور عامل رى بود بكشت و خزينه‌ها كه
هامش
( 1 ) - فصل جهل و پنجمN - : P( 2 ) - عبدN: با عبيدهPCK( 3 ) - + بودN