فصل چهل و سوم « 1 » اندر بازنمودن احوال بدمذهبان كه دشمن اين ملك و اسلاماند
1 - خواست بنده كه فصلى چند در معنى خروج خارجيان « 2 » ياد كند تا جهانيان بدانند كه بنده را بر اين دولت چه شفقت بوده است و بر مملكت سلجوقيان چه هوا و همت ، خاصه بر خداوند خلد اللّه ملكه و بر فرزندان و خاندان او كه چشم بد از روزگار دولت دور باد .
2 - به همه روزگار خارجيان « 3 » بودهاند ، از روزگار آدم عليه السلام تا اكنون خروجها كردهاند در هركشورى كه در جهان است بر پادشاهان و بر پيغامبران عليهم السلم . هيچ گروهى شومتر و نگوسارتر و بدفعلتر از اين قوم نيند كه از پس ديوارها 75 بد اين مملكت مىسگالند و فساد دين مىجويند و گوش بآوازه نهادهاند و چشم بر چشمزدگى . اكنون اگر نعوذ باللّه هيچگونه اين دولت قاهره را « 4 » آسمانى آسيبى رسد اين سگان از نهفتها بيرون
[ 113 a ]
آيند و بر اين دولت خروج كنند و دعوى شيعت كنند ، و قوّت و مدد ايشان بيشتر از
هامش
( 1 ) - فصل جهل و سيمP: فصل جهل و پنجمN( 2 ) - خارجيانP K: خوارجيانN:
خوارجC( 3 ) - خارجيانC K: خوارجP: خوارجيانN( 4 ) - + ثبتها اللّه از ( حادثهءCK) ( آفتىP)PCK