فصل چهل و دوم « 1 » اندر معنى اهل ستر 74
و سراى حرم و حد زيردستان و مرتبت سران لشكر
1 - نبايد كه زيردستان پادشاه زبردست گردند كه از آن خللهاى بزرگ تولّد كند و پادشاه بىفر و بىشكوه شود خاصه زنان كه اهل سترند و كامل عقل نباشند و غرض از ايشان گوهر نسل است كه برجاى بماند و هرچه از ايشان اصيلتر بهتر و شايستهتر و هرچه مستورهتر و پارساتر ستوده و پسنديدهتر . و هر آن گاهى كه زنان پادشاه فرمانده گردند همه آن فرمايند كه صاحب غرضانشان فرمايند و شنوانند و برأى العين چنان كه مردان احوال بيرون پيوسته مىبينند ايشان نتوانند ديد . پس بر موجب گويندگان كه در پيش كار ايشان باشند چون حاجبه يا خادمه « 2 » فرمان دهند ، لا بد فرمانهاى ايشان اغلب بر خلاف راستى باشد و از آنجا فساد تولّد كند و حشمت پادشاه را زيان دارد و مردمان در رنج افتند و خلل در دين و ملك درآيد و خواستهء مردمان تلف شود و بزرگان دولت آزرده شوند . به همه روزگارها هر آن وقت كه زن پادشاه بر پادشاه « 3 »
[ 107 b ]
هامش
( 1 ) - فصل جهل و دومP: فصل جهل و جهارمN( 2 ) - جون حاجبه يا خادمىP: حاجبه يا خادمىN: جون حاجبى و خادمىC: جون حاجبه و خادمهK( 3 ) - بر بادشاهN - : CK:
( كه پادشاه زنان شدهاند )P