تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
و پانصد پيل بيامد تا الپتگين را از ديار هند بيرون كند . و از اين سو امير خراسان از تغابن آن‌كه لشكر او را بدر بلخ و بتنگهء « 1 » خلم بدان صفتى شكسته بود و كشته ، بو جعفر نامى را با بيست و پنج هزار سوار بجنگ الپتگين فرستاد و الپتگين بگذاشت تا اين بو جعفر بيك منزلى غزنين رسيد . او با اين شش هزار سوار از شهر غزنين بيرون تاخت و بر آن لشكر زد و بكم از ساعتى آن بيست و پنج هزار سوار را بشكست هزار بار بتر از آن‌كه بر در خلم شكسته بود . و بو جعفر بهزيمت رفت بر حالى شديد چنان كه تنها افتاد . روستايان او را بناشناخت بگرفتند و اسپ و چيزى كه داشت از او بگرفتند و او را رها كردند . و او پياده متوارى و متنكّر ببلخ شد و آن همه چهارپاى و تجمّل و غنيمت « 2 » ايشان بدست الپتگين افتاد . و نيز قصد الپتگين نتوانستند كردن كه از مفارقت الپتگين ضعفى هرچه تمامتر در كار سامانيان پديدار آمد و خانان « 3 » تركستان قصد ايشان كردند . 19 - و الپتگين چون از ابو جعفر بپرداخت روى بشاه هندوستان
[ 70 b ]
نهاد 48 و بخراسان و بهر جانب نامه‌ها نبشت و مدد خواست . چندان بيامدند بطمع غنيمت و بغزا كه چون عرض كرد يازده هزار و پانصد سوار و پياده برآمد همه جوان و با سلاح تمام . پيش شاه بازرفت و ناگاه بر طلايهء او زد . مگر زيادت از ده هزار هندو بكشت و بغنيمت مشغول نشد ، سبك بازپس گريخت . و لشكر شاه از بس تاختن او را درنيافتند . و كوهى بود بلند و ميان دو كوه دره‌اى بود و راه شاه هندوستان در اين دره بود . الپتگين سر آن دره بگرفت و چون شاه آنجا رسيد نتوانست از آن دره گذشتن ، آنجا فرود آمد و دو ماه بر آن مقام بماند و هر وقتى بشب يا بروز ناگاه الپتگين بيرون تاختى و جماعتى را از
هامش
( 1 ) - تنكهءN: بتنكP - : C( 2 ) - رحلN: غنيمتP - : C( 3 ) - خانNC: خانانP
سير الملوك ( سياستنامه ) ( فارسى ) — صفحة 155 | خواجه نظام الملك الطوسي / هيوبرت دارك