مىسازند از گزيدنشان تن را ( درّهء نادره ، شهيدى ، ص 412 )
ص 192
( 1 ) - ص 117
ص 193
( 1 ) از بشّار بن برد ( سندبادنامه ، آتش ، ص 271 ) ترجمه : هنگامى كه انديشهاى به مشورت گذاشته شود ، پس از دورانديشى نصيحتگرى يا نصيحت دورانديشى كمك بجوى .
ص 194
( 1 ) ترجمه : سوگند به جان تو كه نيكى چه با اهل و چه با نااهل همچون وديعه و امانتى است . امانتگاهى است كه آنچه نزدش به امانت گذاشته شود تلف مىگردد و امانتگاهى است كه آنچه نزدش باشد تلف نمىشود .
( 2 ) ترجمه : شاد باش به روزى كه هماكنون است و در عزت دائم سعادتمند باش .
( 3 ) از ابن المعتز ( سندبادنامه ، آتش ، ص 418 ) ترجمه : متنعّم شدى به آنچه كه دوست دارى و رسيدى به هرچه كه ترا خرسند مىكند و به ديدار آنچه كه اميد داشتى ، دست يافتى و از هرچه كه مىترسى نگاهداشته شدى . داناى پنهانىها مىداند كه من تو را ذخيرهاى براى مرگ و زندگى [ خويش ] مىشمارم .
ص 195
( 1 ) ترجمه : با روشنايى اراده ، تيرگى آرزوها را روشن مىكند و او با داشتن عزم روشنايى بخش ، قاطعيت هم دارد .
( 2 ) از ابن بسام ( سندبادنامه ، آتش ، ص 274 ) ترجمه : اف بر اين دنيا و روزگارش كه براى اندوه آفريده شده است . غمهاى آن لحظهاى از پادشاه و مردم كوچه و بازار قطع نمىشود .
شگفتا از آن و حالش كه دشمنى است براى مردم كه به آن عشق مىورزند معشوق .
ص 196
( 1 ) ترجمه : قلم خشكيد به هرچه كه هست تا روز قيامت ( احاديث مثنوى ، فروزانفر ، ص 38 )
( 2 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 3 ، ص 87 ) ترجمه : همانا بردبارى تو بردباريى است كه آن را بر خود تحميل نمىكنى و سرمه كشيدن در دو چشم مانند سياه چشمى نيست .
( 3 ) از ابو الفرج رونى ( ديوان ، چايكين ، ص 105 )
( 4 ) از ابو الفتح البستى ( سندبادنامه ، آتش ، ص 418 ) ترجمه : گردنهاى مردم زير بار بخششهاى بزرگ سنگين شده است .
ص 197
( 1 ) ترجمه : هان چه بسا فضا به اهلش تنگ آيد و از ميان سرنيزهها جاى گريزى امكان داشته باشد .
ص 198
( 1 ) ترجمه : در هر روزى مصيبتى پس از مصيبت ديگر است . گويى كه ما براى جدايى
سندباد نامه ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: محمد بن على ظهيرى سمرقندى
ص٢٧٤