به خاطر بافت و ساخت محكمش پشت و سينهء خويش را ميان يكديگر جمع مىكند و داراى دم كممويى است بىآنكه كج باشد .
ص 146
( 1 ) - ص 77
ص 147
( 1 ) ترجمه : خدا او را بشنواناد آنچه كه شادى آورد .
( 2 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 1 ، ص 180 ) ترجمه : خدا سياه و زشت گرداند روى اين جهان را كه جاى فرود آمدن هر سوارى است و هر بلند همتى در آن مورد عذاب و شكنجه است .
( 3 ) ترجمه : كسى كه درگاه خدا را بزند ، نوميد نمىشود .
ص 148
( 1 ) ترجمه : سياست و تنبيه اساس رياست است .
ص 149
( 1 ) ترجمه : چون انسان بسيار تشنه و بسيار گرسنه .
ص 150
( 1 ) ترجمه : آفرين به تو و بر فرستندهء تو .
ص 151
( 1 ) ترجمه : نهايت و سرانجام كارى را خواستار شدن ، شوم و ناگوار است .
( 2 ) از ابو نواس ( سندبادنامه ، آتش ، ص 209 ) ترجمه : خدا مىداند كه من به ياد نمىآورم او را و چگونه به ياد آورم درحالىكه هيچگاه او را فراموش نمىكنم .
ص 152
( 1 ) ترجمه : سبزى را از هرجايى كه حاصل شود ، گوارا بخور و نپرس از كشتزار آن .
( 2 ) قرآن كريم ( 12 / 28 ) ترجمه : بدرستى كه كيد شما زنان بزرگ است .
ص 155
( 1 ) ترجمه : اى زن همسايهء ما ، همانا تيرهاى فال دروغگو هستند و بيشترين اسباب رستگارى در نوميدى است .
ص 156
( 1 ) ترجمه : همه شبان و پاسبانيد و شما را از حال زيردستانتان باز پرسند ( احاديث مثنوى ، فروزانفر ، ص 99 )
( 2 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 3 ، صص 371 - 370 ) ترجمه : اگر شما را شاد كرد آنچه را كه رشك برندهء ما گفت ، پس در زخمى كه شما را راضى نمايد ، دردى نيست . چقدر دنبال عيب گرفتن از ما هستيد . پس ما شما را به عجز مىآوريم و زشت مىدارد خدا و جوانمردى آنچه را شما انجام مىدهيد .
ص 157
( 1 ) اين حكايت در مثنوى مولانا تحت عنوان « قصهء روستايى و شير » آمده است .
( 2 ) از متنبّى ( ديوان ، عكبرى ، ج 1 ، ص 139 ) ترجمه : گويى فضا محبوبى است ديدار كننده كه از خلال تاريكى مواظب رقيبى است و گويى كه فضا آن رنجى را كشيد كه من مىكشم و سياهى آن به رنگ پريدگى است گراييده است كه در من وجود دارد .
سندباد نامه ( فارسى ) — صفحة 269
مساهمون: محمد بن على ظهيرى سمرقندى
ص٢٦٩