عاشق منجر شد . چشمانش افسونگر است و به چشم او نگاه نكردم مگر آنكه در نگاههايش مرگ را ديدم .
ص 76
( 1 ) ترجمه : بر كسانى كه بر دلم با هجرانشان داغ نهادهاند ، سلام خالق ما باد تا زمانى كه درخت برگ آورد ( تا رستاخيز )
( 2 ) از انورى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 887 )
( 3 ) از انورى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 889 )
( 4 ) ترجمه : بيائيد شراب بنوشيم در جامها و پيالهها .
( 5 ) در كشف الاسرار ميبدى ، حكمت ، ج 5 ، ص 502 و ج 9 ، ص 225 نيز آمده است .
ص 77
( 1 ) ترجمه : خوش آمدى اى عزيز ، بيا بيا ، خوشا به سيماى خجسته فال تو .
( 2 ) از انورى ( ديوان ، مدرس رضوى ، ص 844 ) در بختيارنامه ( راحة الارواح ) ، صفا ، ص 18 نيز آمده است . همچنين در بختيارنامه ( لمعة السراج لحضرة التاج ) ، روشن ، ص 53
( 3 ) قرآن كريم ( 12 / 21 ) ترجمه : گرامى بدار و ( بناز ساز ) جاى اين غلام ، مگر كه روزى بهكار آيد ما را .
( 4 ) ترجمه : دريافتى پس همراه باش [ آن را از دست مده ] و يافتى پس غنيمت شمار ( فرائد السلوك ، نورانى وصال و افراسيابى ، ص 125 )
( 5 ) ترجمه : خوشامد باد سعدى را و فرستادهء او را و چه نيكوست چهرهء پيامآورنده به خاطر دوست داشتن چهرهء رسول فرستنده . در اسرار التوحيد ، شفيعى كدكنى ، ص 91 نيز آمده است .
ص 78
( 1 ) ترجمه : بزرگداشت عشّاق از كرم و جوانمردى است و امت عشق ظريفترين امتهاست . در بختيارنامه ( راحة الارواح ) ، صفا ، ص 22 نيز آمده است . همچنين در بختيار نامه ( لمعة السراج لحضرة التاج ) ، روشن ، ص 57
( 2 ) ترجمه : قلبها آينهء يكديگرند .
( 3 ) ترجمه : آنگاه كه اشباح و بدنهاى ما پنهان شوند ، ميان ما نامههاى راستينى است كه در اندرون با يكديگر نامهنگارى مىكنند و روحهاى ما در هر شرق و غربى به اخلاص دوستى به يكديگر مىپيوندند و يكديگر را ديدار مىكنند .
( 4 ) از صاحب بن عباد ( سندبادنامه ، آتش ، ص 106 ) ترجمه : شيشه روشن و شراب صاف شد . پس جام با مى همانند گشت و كار دشوار و مشتبه شد . آنچنانكه گويى همه شراب است و جامى نيست يا اينكه همه جام است و شرابى در كار نيست . فخر الدين
سندباد نامه ( فارسى ) — صفحة 257
مساهمون: محمد بن على ظهيرى سمرقندى
ص٢٥٧