انسان يار باشد )
ص 42
( 1 ) از فرخى سيستانى ( ديوان ، دبير سياقى ، ص 1 )
ص 43
( 1 ) از معزى ( ديوان ، اقبال ، ص 598 ) بيت اول در ديوان معزى نيست .
ص 44
( 1 ) ترجمه : دريا را همسايه و سلطان را دوست نيست ( چون دريا طغيان مىكند و سلطان خشمگين مىشود )
( 2 ) قرآن كريم ( 3 / 134 ) ترجمه : و فروبرندگان خشم ( و بازگيرندگان كين ) و در گذرندگان از مردمان .
( 3 ) ترجمه : بر قضاى مسلّم ، شكيبا و به آن خشنود باش ، اگرچه تقدير بر خلاف آرزوى تو باشد . هيچ زندگانى آميخته به سرور براى كسى صافى نيست ، جز اينكه روزى صفايش را تيرگى به دنبال خواهد بود . در كليله و دمنه ، مينوى ، ص 336 نيز آمده است .
( 4 ) در كليله و دمنه ، مينوى ، ص 336 به صورت زير آمده است :
تا بود چنين بدهست كار عالم * شادى پس اندهست و راحت پس غم
ص 45
( 1 ) قرآن كريم ( 13 / 11 ) ترجمه : و چون خدا به قومى بدى خواهد ، بازداشت و بازپس برد نيست آن را .
ص 47
( 1 ) ترجمه : گذشته ياد نمىشود .
( 2 ) ترجمه : خلف وعده مانند درخت بيد است كه داراى زيبايى و تازگى و شادابى و سرسبزى است درحالىكه نه شكوفهاى دارد و نه ميوهاى .
( 3 ) ترجمه : هرگاه وعدهاى دادى ، خلف وعده نكن تا از دورى مردم بر كنار و ايمن باشى .
پس اگر درخت بيد بعد از اينكه شكوفه كرد و برگ درآورد ، ثمرى مىداد ، نامش را خلاف نمىگذاشتند .
ص 49
( 1 ) از سنايى ( حديقه ، مدرس رضوى ، ص 154 )
( 2 ) در تاريخ جهانگشاى جوينى ، قزوينى ، ج 2 ، ص 106 نيز آمده است .
( 3 ) ترجمه : از پادشاهان بپرهيزيد كه ايشان جواب سلام ( كه سلام مردم را جواب مىگويند ) را بزرگ مىشمارند و زدن گردنها را حقير مىدانند .
ص 50
( 1 ) ترجمه : اگر به سيل كه در حال ريختن به نشيب است ، بگويد بايست و مريز ، باز ايستد . يا به شب كه گسترده شده است فرمان دهد كه دامنهاى تاريكى را كنار زند ، باز مىشود . يا شب و روز را امر كند كه آشتى كنند ، هر دو به دلخواه اطاعت مىكنند و خلاف نمىورزند .