اموال ظاهره
" عبارت است از زرع و ثمار و سوايم و اموال تجارت كه بر عاش گذرد " در برابر اموال باطنه كه هرچه را خارج از تعريف بالا باشد شامل مىشود .
ام الولد
كنيزى كه اربابش از او فرزند داشته باشد .
انفال - نفل
" انفال از صلب غنيمت بودى . . . و بعضى گويند كه انفال از جملهء خمس بودى و بعضى مىگويند كه از خمس الخمس " ( صفحهء 423 )
اهبت
ساز و برگ سفر اخذ للسفر اهبته : اى عدته " پنجم اهبت يعنى يراق ، پس واجب نيست ( جهاد ) بر فقير عاجز از سلاح و اسباب قتال " ( صفحهء 401 )
اهل فىء
" سوم آنكه آن كس كه فرا مىگيرد از اهل فىء باشد " ( ص . 327 ) اهل فىء يعنى كسى كه مستحق استفاده از مصرف مالى فىء باشد
اولاغ
مركب . " از خانهها و جامهها و اولاغان آنچه لايق به حال او باشد " ( صفحهء 84 )
ايامى
زنهاى بىشوهر ، آزاد براى شوهر كردن ( جمعايم ) " فراگرفتن خراج و تقليد قضات و تزويج ايامى " ( صفحهء 396 )
ب
باقلانى
باقلافروش ( منتهى الارب )
بردى
روپوش . پارچهء چهارگوش يا دراز پشمى كه اعراب باديه برخود مىپيچند . كسا .
" و گاهى بردى مخطط بخطوط سبز يا سرخ پوشيدى " ( صفحهء 381 )
بخچه
بقچه " نه بخچهاى كه بر اسب بسته باشد و نه آنچه در بخچه باشد از آلات و دراهم " ( صفحهء 415 ) " و همچنين آنچه با اوست بردابه از مال او در جامهدان و بخچهء او " ( صفحهء 419 )
بختى
شتر قوى دورگه ( عربى و عجمى ) . شتر خراسانى ، در برابر عراب كه شتر عربى خالص را گويند " در هر دو مذهب هيچ فرقى نيست ميان شتران بختى كه از شتران عربى و عجمى هر دو پيدا شده باشد يا آنكه عربى محض باشد " ( صفحهء 233 )