Skip to main content

زينت المجالس ( فارسى ) — Page 760

Contributors:

P.760
آن مبادرت نمايد اينمعنى مقرراستكه خواجهء من با تو شرط نكرده است كه آبى كه در اين رود از اول دنيا تا به آخر دنيا ميآيد بخورد خصم غالب از اينكلمات متحير مانده مغلوب گشت و چندانكه جدل كرد به جائى نرسيد و خواجه بشكرانهء اين نعمت لقمانرا آزاد كرد .

فصل دويم در بيان ممالك جهان و احوال بعضى از بلدان و بحار ربع مسكون و ذكر تاريخ بعضى از شهرهاى ايران و اسامى بانى آنها و بعضى ديگر از اشياء

اما ولايت عراق

حكايت در مسالك الممالك مسطور استكه

عراق عرب

را كرد بمنزلهء دل ايران داشته‌اند و چون دل سلطان وجود است ابتدا بشرح آن اولى است و چون امير المؤمنين عليه السّلام در آنجا آسوده‌اند و مدتى در آنجا توطن داشته‌اند تقديم آن واجب است حدودش تا بيابان نجدو در پاى فارس و ولايت خوزستان و ديار بكر است طولش از تكريت تا عبادان صد و بيست و پنجفرسنك است و عرضش از عقبهء حلوات تا قادسيه محاذى بيابان نجد صد و هشتاد فرسنك است و در زمان عمر چون عراق عرب مفتوح شد آن را بر اهل اسلام وقف كرده بمساحت آنولايت فرمان داد بعد از مساحت سى و شش هزار هزار جريب برآورد كردند و بدينحساب ده هزار فرسخ مسافت دارد هر جريبى شصت گز در شصت گز عمر بر جريب گندم كار چهار درم و بر جو كارد و درم و بر نخلستان هشت درم و بر ميوه هشت درم خراج معين كرده و در آنولايت پانصد هزار آدمى از اهل ذمه توطن داشتند عمر ايشانرا سه قسم ساخت بر قسم اعلى هر مرد را چهل و هشت درم جزيه مقرر كرد و بر قسم اوسط تقريبا بيست و چهار درم و برادنى دوازده درم مقرر كرد تا سال‌بسال ميدادند و مجموع خراج ديوانى عراق عرب در زمان عمر صد و بيست هزارهزار درم نقره بود و در زمان حجاج بن يوسف خراج آنولايت بپانزده هزارهزار دينار رسيد و اين تفاوت بواسطهء ظلم حجاج بن يوسف بود و حمد اللّه مستوفى در نزهة القلوب آورده كه در زمان غازانخان خراج عراق عرب سيصد تومان كه هر تومانى ده هزار مثقال طلا است رسيده بود

كوفه

از اقليم سوم است طولش از جزاير خالدات 6 - و عرض از خط استوالا و از روى اتفاق چون طول و عرض عطلت دلالت دارد كه از متوطنان آنجا كارى نيايد و قولشان اعتماد را نشايد