تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة المنجمين ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
( 392 )

باب سيّم : در تسيير [ و ] قسمت و قاسم و انباز در تسيير و فرداريه

دليل ستارگان فرد و مشارك از هفت گونه است چنانك در جدول آورديم و اندر اصل [ حال ] قاسم ببايذ ديذن ، و در وقت تحويل و بر موجب هردو حكم راندن ، چنانك اندر سالخذاى گفتيم و امّا آنچ دليل كنذ در آن سال كى انتقال افتذ شش دليل است : 1 . حدّ قسمت 2 . خذاوند حدّ قسمت 3 . آن حد كى با او انتقال بوذ . 4 . خذاوندش 5 . آن كوكب كى قسمت ازو ببايذ 6 . آن كوكب كى انتقال با او بوذ و بپذيرذ بجسد و شعاع . پس وقت انتقال در حالها از سعادت و نحوست بر بيست و چهار گونه است . ازين جمله آنچ از قاسم است على الانفراد چهار ، و آنچ از حدّ ستارگانست با شعاع چهار ، و آنچ از جهت انتقال قاسم است و انباز بجسد با شعاع هشت ، و آنچ از جهت تدبير سعود و نحوس است قاسم را به حد و شعاع و انتقال با يكديگر هشت و حكم برين همه درين جدولها نهاذيم و جذول ديگر ، دليلهاست اصلى مفرد از قاسم و انباز او ، در تدبير و چون نظرى ديگر باشذ بگردذ و سعادت و نحوست بفزايذ يا بكاهذ و بايذ كى در خانهاى اصلى نگاه كنى زيرا [ كى ] چون ستارهء در جايگهى نيك بينى و در اصل منحوس باشذ يا « 1 » در اصل با « 2 » انباز بر دشمنى بوذ حال بگردانذ و مكروه آورذ و اگر در اصل ستارهء دليل كنذ بر پيوستگى سعادت يا نحوست انتقال از قسمت تا قسمت الّا اندك مايه تأثير نتوانذ كردن و همچنين در برجهاى ثابت و منقلب و ذو جسدين بگردذ و از نهاذ خانها لكن ما سخن الّا مطلق و مجرّد نتوانيم گفتن از بهر تخفيف [ كتاب ] را و امّا در حكم فرداريه نيك تأمّل بايذ كردن و دليل اصلى خذاوند فرداريه و انباز بدانستن ، و جايگاه هريك بوقت ولادت از نظر سعود [ و نحوس ] و قوّت و ضعف . پس سال را همچنين و بر قدر ممازجات ديگر ستارگانرا [ حكم راندن ] بدرجى ، اين حكمى بس مطلق است و اگر اين بعينه به كار دارى حال هرچ در عالم است با دو وجه آيذ ، يكى آنك بروز زاده بوذ و يكى آنكه بشب چى حكم بر سال هريك بر يكى نسق و قاعده است و ما دو كس را چون يكديگر نمىبينيم و باللّه التوفيق .
هامش
( 1 ) . نسخه اساس « يا » بدون نقطه . ( 2 ) . نسخه اساس « با » بدون نقطه . ( 393 )
روضة المنجمين ( فارسى ) — صفحة 483 | شهمردان بن أبى الخير رازى / جليل اخوان زنجانى