باب سيزدهم : از برج دوازدهم چهارپاى خريذن شش فصل
بايذ كى قمر بسعدى پيوندذ مستقيم شرقى ، و طالع برجى ذو جسدين بوذ و بوذن قمر در برجى ثابت بيرون دلو و عقرب پسنديذه است و بايذ كى سادس و خذاوندش دور باشذ ( 145 ) از نحوس ، و موافقتى دارذ با خذاوند دوازدهم طالع
بصيد رفتن : طالع و بوذن قمر در برجى ذو جسدين و خذاوند طالع قوى مسعود و خذاوند هفتم ناقص در مايلى وتد پسنديذه است چى اگر ساقط بوذ هيچ نيابند و قمر از مرّيخ بايذ كى برگشته بوذ و نبايذ كى خالى السير باشذ يا در برجى منقلب و ساقط از خذاوند خانهش و اگر بزحل پيوندذ از همه بذتر بود و از نظر دوستى مرّيخ باك نيست و بوذن قمر بر نظر عطارد از جايگاهى مقبول پسنديذه است . و اگر شكار [ بر ] كوه باشذ بايذ كى قمر در مثلّثات حمل باشذ و خذاوند طالع در برجى خشك ، و حذر بايذ كردن چون قمر منحوس بوذ از زحل .
صيد دريا : بوذن قمر در برجهاى ذو جسدين بيرون حوت ، پسنديذه است و ناظر با خذاوند خانهش و طالع برجى مائى و بايذ كى قمر زايد بوذ و خذاوند طالع ناظر با خذاوند خانهش و نبايذ كى قمر خالى السير باشذ و اتّصال مرّيخ همچنين نبايذ خاصّه بوذن مرّيخ در برجى مائى [ بوذ ] و پيوستن بعطارد و زهره رواست .
اسب تاختن : حذر بايذ كردن چون خذاوند ساعت در هبوط بوذ كى دليل كنذ بر افتاذن و بتر آن بوذ كى بنحسى نگرذ چى آن عضو شكسته شوذ كى جايگاه آن نحس برو دليل كنذ .
گريختن و پنهان شذن : بايذ كى قمر از نحوس برگشته بوذ و بسعدى پيوندذ و بوذن قمر تحت شعاع و اتّصال بسعدى ، و همچنين بوذن قمر و خذاوند طالع تحت الارض پسنديذه است .
طلب دشمنى كردن : بايذ كى قمر بنحسى پيوندذ و از تحت شعاع بيامذه و نبايذ كى قمر با آن كوكب كى قابل « 1 » تدبير او بوذ در وتد الارض باشذ كى دليل كنذ بر پنهانى كارها و ماندن و پوشيذن .
هامش
( 1 ) . پذيرنده .