مطالع بلد . بايذ كى عرض آن شهر بر صفيحه بوذ او را زبر همه صفيحها نه ، و اوّل آن برج كى مطالعش خواهى دانستن بر افق مشرق نه و مرى را نشان كن و ديگر باره اوّل برج دوّم او بر افق مشرق نه [ و ] بنگر تا چند گذشتست مطالع آن برج بوذ ببلذ .
فصل : و اگر مطالع درجهء خواهى دانستن ، اوّل حمل بر افق مشرق نه و مرى را نشان كن كى خوذ بر وسط سما بوذ پس آن درجه بر افق مشرق نه كى چندانك گذشته بوذ از اجزا ( ء ) حجره ، مطالع آن درجه باشذ ببلد . و اگر بفلك مستقيم خواهى ، اوّل حمل « 1 » بر خطّ مشرق بايذ نهاذن بر افق « 2 » و همان عمل بكردن كى آنچ از ميان نشان اوّل و دوّم بوذ مطالع آن درجه است به خط استوا . « 3 »
باب دوازدهم : تقويم شمس
غايت ارتفاع آن روز بتحقيق بذان و بدانك تا كذام فصل سالست آن ربع را بگردان تا كذام برج و درجه بر خطّ وسط سما « 4 » افتذ آن تقويم شمس بوذ در آن روز .
باب سيزدهم : غايت ارتفاع
اين بخلاف تقويم كردن شمس است و دانستن چنانست كى جز ( ء ) شمس مقوّم بر وسط سما نهى و بنگرى تا بر كذام مقنطره « 5 » افتاذست آن غايت ارتفاع بوذ . و اگر جز ( ء ) شمس نامعلوم بوذ ارتفاع همىبايذ گرفتن تا بجايگاهى رسذ كى روى بنقصان نهذ .
[ باب چهاردهم ] : طالع تحويل سال عالم و مواليد
( 127 ) تحويل سال عالم : چون طالع سال پيشين معلوم بوذ آن طالع بر افق مشرق بنه و از اجزا ( ء ) حجره هشتاذ و شش جز و نيم بشمار بخلاف توالى بروج زبر سوى وسط السما و مرى آنجا بر آنچ بر افق [ مشرق ] افتذ طالع سال بوذ بذان درجه .
هامش
( 1 ) . نسخه تهرانى « جدى » .
( 2 ) . نسخه قاهره « بايد نهادن نه بر افق » .
( 3 ) . نسخه اساس « استوى » .
( 4 ) . نسخه اساس بعد از « سما » اضافه كردهاند « به آن غايت ارتفاع » .
( 5 ) . نسخه اساس « مقنطرات » .