قوّت : 1 . ( 85 ) ستارگان نهارى بروز فوق الارض و [ ليلى ] بشب تحت الارض ، 2 . تغريب سفلى و تشريق علوى الا مرّيخ كه علوى است و تغريب بهتر بوذ ، 3 . اندر خانه يا شرف يا حد يا مثلّثه يا صورت بذان گونه كه ياذ كرديم ، 4 . زودرو بوذ صاعد در شمال ، 5 .
صاعد اندر فلك اوج خويش ، 6 . اندر وتد يا مايلى وتد ، 7 . از شعاع آفتاب [ بيرون ] نيامذه « 1 » ، 8 .
دور از نحوس ، 9 . اندر حيّز خويش يعنى نر در درجات مذكّر و ماذه در درجات مؤنث .
نحوست و ضعف ستارگان : [ امّا ] نحوست [ ستارگان ] : 1 . چون ستاره تحت الشعاع بوذ ، 2 . بر درجات محترقه باشذ ، 3 . بر تربيع يا مقابله نحسى « 2 » [ بوذ ] ، 4 . نحسى بر او شعاع فكند ، 5 .
از ميان او و جسد « 3 » و شعاع نحس كمتر از حد آن ستاره بوذ يا جرم ، 6 . نحسى مستولى بوذ و بتر آن باشذ كه نحسى قبول نكنذ ، 7 . با رأس يا ذنب باشذ كمتر از دوازده درجه ، اما شمس را زيان بتر آن وقت بوذ كه چهارده « 4 » درجه ميان او با رأس يا ذنب باشذ و قمر « 5 » كمتر از دوازده درجه ميان او با رأس يا ذنب بوذ پيش يا پس .
ضعف : 1 . [ آنك ] ديررو بوذ ، 2 . راجع و نيز رجوعت زهره و عطارد را بوذ خاصّه ، كه محترق باشند يا ساقط ، 3 . چون در درجات مظلم باشذ و قوّتى [ و شعاعى ] ندارذ ، 4 . نر در برجها [ ى ] ماذه و ماذه در خانها [ ى ] نر ، 5 . نر در درجات ماذه و ماذه در درجات نر ، 6 . نر فروذ زمين و ماذه بر زمين ، 7 . در خانه [ ى ] غريب بوذ ، 8 . هابط بوذ در جنوب ، 9 . زايل بوذ نامقبول بوذ بىنظر سعدى ، 10 . علوى چون [ از شمس ] مغرب باشد و سفلى مشرق ، 11 . علوى در ربع ماذه و سفلى در ربع نر و شمس در ربع ماذه الا نهم كه فرح اوست ، 12 . اندر ( 86 ) دوازدهم خانه خويش ، 13 . اندر آبار « 6 » .
نحوست قمر : يازده گونه است و چون قمر برين وجهى بوذ عمل نو كرذن نشايذ :
1 . خسوف است و بتر آن بوذ كه اندر آن برج خسوف افتذ كه در اصل قمر آنجا [ بوده ] باشذ يا بر تربيع يا مقابلهء او . 2 . تحت شعاع بوذ و محاق خوانند و چنان بوذ كه هيچ نه بينذ و هيچ شغلى
هامش
( 1 ) . نسخهء قاهره : « بيرون آمده »
( 2 ) . نسخهء قاهره : « مقابله النحسين »
( 3 ) . نسخهء قاهره : « حد »
( 4 ) . در نسخهها : « چهار »
( 5 ) . در نسخهء اساس : « و قمر » بعدا اضافه كردهاند .
( 6 ) . نسخهء اساس : « انبار » ، نسخهء توبينگن : « اسار »