تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة العقول ( فارسى ) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
امطار انوا : باريدن بارانها 202 امطار سحاب : بارانهاى ابر 167 امكان تلفّظ : توانايى سخن گفتن 435 امل : آرزو 306 املاق : بىچيز شدن ، درويش گرديدن 107 ، 330 ، 451 امل منفسح : آرزوى فراخ امه : فراموش ، بىخردى 443 امهال : زمان دادن ، تأخير كردن 168 ، 488 اناذل ( اغواى . . . ) : جمع نذل ، فرومايگان 459 انافت : بلند شدن 215 انام : آفريدگان ، خلق 278 انامل : جمع انمله ، انگشتان 26 انبا : خبر دادن 58 ، 356 انبساط : گشاده‌رو شدن 32 انبساط يافتن : گستاخ شدن 436 انبحاث : برانگيخته شدن 356 انبوب بر انبوب : شاخه‌هاى نى ، بوته‌هاى نى 207 انتثار يافتن : پراكنده شدن 335 انتداب : به زودى پاسخ گفتن 191 ، 454 انتزاع خصم : بركندن دشمن 31 انتشاف نمودن : آب در خود جمع كردن 368 انتصاب ( نصاب . . . ) : به كارى قيام كردن 13 انتصاف : داد بستدن 150 ، 375 انتعاس : خواب زدگى 111 انتعاش : نيكو شدن حال 206 انتفا : نيست شدن ، بيرون شدن 59 انتفاع : سود يافتن ، سودمند شدن 330 ، 390 انتكاب : رنج ديدن ، خوار شدن 226 انتكاس : سرنگون شدن 214 ، 359 ، 382 انتكاص : برگشتن از كارى 382 انتما : خويشتن را به كسى بازخواندن ، نسبت دادن 11 ، 403 انتما ياويدن : نسبت داشتن 510 انتهاز : به غنيمت گرفتن ، فرصت يافتن 103 ، 108 ، 115 انتهاك : حرمت كسى بشكستن 210 انتياب : پياپى آمدن 200 انتياب نوب : پياپى آمدن رويداد صعب 324 ، 367 انثلام اركان : رخنه‌دار شدن پايه‌ها 234 انجاح : برآوردن حاجت ، روا كردن 145 ، 156 ، 517 انجاز : وفا كردن 351 ، 398 ، 407 انجياب : منكشف شدن ابر 241 انحدار : پايين آمدن ، فرو شدن ، فرود آمدن 115 ، 281 ، 348 ، 401 انحلال يافتن : باز شدن ، گشوده شدن 115 انخراط يافتن : درآمدن در جمع 520 انخرام : بريده شدن 523 انخرام پذيرفتن : شكافته شدن ، رخنه‌دار شدن 54 اندام : آلت تناسل 306 اندراس : كهنه شدن 312 اندمال : به شدن ، بهبود يافتن 25 ، 166 ، 383 انديه : جمع ندى ، شبنمها ، بخورها 320 انذار : پند دادن ، ترسانيدن 301 انزعاج : از جا بركندن ، بىآرام شدن 65 ، 83 ، 242 ، 430 انسلا : بىغم و بىعشق شدن 428 انشا : نوشتهء مترسّلانهء فصيح و بليغ 13 انشداخ : كوفته شدن 218 ، 219 انصاب ضلالت : بتهاى گمراهى ، 163 انصراد : از كمان گذشتن تير 204 انصرام اعتماد : قطع اطمينان 313 انصرام پذيرفتن : بريده شدن ، قطع شدن 127