از متنبّى .
معنى پيشتر در صفحهء 602 آمده است .
( ص 487 ، س 12 )
و ما النّفس إلّا حيث يجعلها الفتى * فإن أطمعت تاقت و إلّا تسلّت
منسوب به حضرت على ( ع ) .
ترجمه : نفس به همان صورت درمىآيد كه آدمى با آن رفتار مىكند اگر طمعكارش كنند مىخواهد و گرنه انصراف خاطر پيدا مىكند .
( ص 488 ، س 13 )
له نسب عريق فى المخازى * عرفت يقينه من بعد بحث
ترجمه : در بدناميها تبارى كهن دارد ، من حقيقت حال او را پس از جستجو دريافتهام .
( ص 489 ، س 13 )
حمدت إلهى إذ هدانى لدينه * فللّه أسعى ما حييت و أشكر
ترجمه : خدا را سپاس گفتم كه مرا به دين خود رهنمون شد ، تا زندهام در راه خدا تلاش مىكنم و او را سپاس مىگويم .
( ص 489 ، س 21 )
إيّاكم و الغلول فإنّ الغلول خزى على صاحبه يوم القيامة .
ترجمه : از خيانت بپرهيزيد ، زيرا خيانت در روز قيامت خيانتكار را رسوا مىكند .
( ص 490 ، س 4 و 5 )
لا تتركنّ الحزم فى شىء تحاذره * فإن سلمت فما للحزم من باس
العجز ذلّ و ما بالحزم من ضرر * و أحزم الحزم سوء الظّنّ بالنّاس
ترجمه : در هرچه از آن بيمناكى جانب احتياط را از دست مده ، اگر به سلامت رستى احتياط عيبى ندارد .
ناتوانى مايهء خوارى است و در احتياط زيانى نيست ، و مؤثرترين احتياط بدگمانى