از قول افلاطون 136
Gutas , op . cit . , P
ترجمه : چون اقبال روى آورد خواهش خدمتگزار عقل مىشود و چون پشت كند عقل خدمتگزار خواهش مىشود .
( ص 275 ، س 14 )
و كلّ إنسان له جوهر * يخبر عن جوهره فعله
ترجمه : هر انسانى جوهرى دارد كه عمل او از آن حكايت مىكند .
( ص 276 ، س 17 و 18 )
و اللّه ما يخيس بالعهد غير الخسيس الوغد
( در مقامات حريرى ، ص 390 ، آمده است ) .
ترجمه : به خدا كه تنها فرومايهء كمخرد پيمانشكنى مىكند .
( ص 277 ، س 4 )
من جرّب المجرّب حلّت به النّدامة .
ترجمه : آنكه آزموده را بيازمايد دچار پشيمانى مىشود .
( ص 277 ، س 5 )
لا يلدغ المؤمن من جحر مرّتين .
مومن از يك سوراخ دوبار گزيده نشود .
( ص 277 ، س 13 )
كالباحث عن حتفه بظلفه .
( المستقصى فى امثال العرب زمخشرى ، ج 2 ، ص 207 )
معادل : « گور خود را به دست خود كند » يا « آتش به دست خويش بر ريش خويش زد » .
( ص 277 ، س 17 )
لا يغرّنك ما ترى من رجال * إنّ تحت الضّلوع داء دويّا
از سديف بن ميمون ( طبقات الشعراء ابن معتز ، ص 40 )