درازگوش كرد ، تا حرارت نفس او حيات او را مدد دهد ، و خويشتن به هيمه آوردن رفت .
چون مار گرم شد ، سيرت ذميم ظاهر گردانيد و مكافات تمساح پيش آورد و به يك لسع خر را به فنا برد . جزاء مقبّل الإست الضّراط . چون فلّاح عودت نمود ، خر را مرده [
b
9 ] يافت . از اعتناى آن موذى و ارعاى ان مبيد پشيمان شد و گفت :
هركه در حقّ بدان احسان كند و در رعايت اراذل مبالغت نمايد ، نتيجهء جدّ و ثمرهء مجاهدت او خذلان و خسران بود .
بيت
گر نخواهى كه بر تو خندد كس * نقدِ خوارزم در عراق ميار
اى فرزندان ! از صحبت زنيم و قربت جاهل احتراز كنيد و به اشرار و اذمار تقرّب و تودّد جايز مداريد . و هنگام شدّت و وقت حلول اكتياب در تظاهر و تظافر يكديگر مواظبت نماييد ، و ببينيد كه گاوميش با آن ضخامت جثّه و عظمت هيكل ، از پشّه بدان صغر جسم و ضعف ذات ، چون در ميان ايشان اتّحاد و موافقت مىبيند ، از ايشان منهزم مىگردد و با شير با آن كمال قوّت و حصول سطوت محاربت مىكند .
اى فرزندان ! چيز خرد را كه نمو پذير باشد و به مدّت مادّت آن زيادت گردد ، حقير مداريد كه حكيم گفته است : لا تحتقرنّ صغيرا يحتمل الزّيادة .
و معلوم است كه آتش از سنگ و پولاد ظهور يابد ، امّا چون استعلا يافت درختان بزرگ را بسوزاند ؛ و اعدا را در سلك اودّا منخرط مگردانيد و محبّ صادق و ودود موافق را به مثابت جان و مكانت روان داريد كه دوست مخلص چون مهيّا شد و خلوص طويّت او معلوم گشت ، آن را غنيمتى تمام و سعادتى مطلق بايد دانست كه گفتهاند : ديو معروف بهتر است از آدمى مجهول .
شعر
و بيننا لو رعيتم ذاك معرفة * إنّ المعارف فى أهل النّهى ذمم [ a 10 ]