با گذشت زمان پارهاى از آداب و اعمال و عقايد ديرين خود را در لباس نو دوباره بدان وارد مىسازد و گاه عادات و رسمها و آراء كهن را براى آنكه اعتبار و رسميّت يابند به بزرگان دين نو نسبت مىدهد و حتّى گاه پهلوانان باستانى و دينى روزگار گذشته را گاه به همان نام و نشان و گاه در قالب نو در آيين جديد خويش زنده نگه مىدارد . » « 1 »
در بحث اختلاط و انطباق عناصر ايرانى و اسلامى - شيعى ، به لحاظ بسامد و تنوّع پيوستگىها رستم و امام على ( ع ) نمايانتر از كسان و موضوعات ديگرند و با بررسى فرهنگ و ادب ( رسمى و عاميانه ) ايران و نيز سرزمينهاى زير نفوذ و تأثير آداب ايرانى مىتوان روابط گوناگون ميان اين دو شخصيّت مورد احترام را در چند بخش / عنوان تقسيمبندى كرد . در غالب موارد ، نام اين دو ، به نماد پهلوانى و پردلى در كنار هم آمده است و از منظر دلاورى همپايه انگاشته شدهاند . براى نمونه :
ايا نموده جهان را هزار گونه هنر * چو كه ؟ چو حيدر كرّار و رستم دستان
( ديوان فرّخى ، ص 299 )
اى كلك تو در قدرت چون خنجر رستم * اى عزم تو در قوّت چون بازوى حيدر
( ديوان امير معزّى ، ص 311 )
رستم ناورد گردى حيدر پيكار يل * از تو تازه نام رخش و زنده ذكر ذوالفقار
( ديوان مسعود سعد ، ج 1 ، ص 229 )
تو بر پشت رخشى چو رستم خرامان * به كف ذوالفقارى چو حيدر گرفته
( ديوان انورى ، ص 435 )
از بهترين و مشهورترين شواهد اين نوع ارتباط در ادب فارسى - و بهطور كلّى ذهن و زبان ايرانيان مسلمان - دو بيت زير از مولوى است :
هامش
( 1 ) . زرتشت ، سياستمدار يا جادوگر ؟ ، والتر برونو هنينگ ، ص 27 مقدمهء دكتر فتح الله مجتبايى .