باب الاوّل
*
( 1 ) نعوذ باللّه . . . :
به خداوند پناه مىبريم از گروهى كه چون فراهم آيند ، چيره گردند ، و چون پراكنده شوند ، شناخته نمىشوند .
نظير عبارتى است از نهج البلاغه : [ و قال عليه السلام فى صفة الغوغاء : هم الذين اذا اجتمعوا غلبوا و اذا تفرّقوا لم يعرفوا ] ص 198 ج 3 چاپ عبده .
* ( 2 ) الفرار مما لا يطاق :
[ من سنن المرسلين ] گريختن از آنچه بيرون از حد توان آدمى است شيوهء پيامبرانست .
ر ك : احاديث مثنوى ص 191 .
* ( 3 ) جنّة ترعاها الخنازير :
باغ بهشت است ( و ليكن ) خوكها در آن مىچرند .
ظاهرا مثل است در مورد شهرهاى آباد كه مردمانش بد باشند ، يا شهر ناامن باشد .
اين مثل در مقامات حميدى ، مقدمه سمرقنديّه در حق سمرقند به كار رفته . و درج 1 ص 196 نفايس الفنون به صورت « جنّه ترعاها خنازير » ضمن امثال سائره آمده .
* ( 4 ) زرين رود :
نام ديگر زاينده رود است . ر ك نزهة القلوب ج 3 / 216 و ترجمهء محاسن اصفهان ، ص 10 و 12 .
* ( 5 ) فمن استوى يوماه فهو مغبون :
از حديثى است كه ابو نعيم اصفهانى درج 8 ص 35 كتاب « حلية الاولياء » بدينگونه روايت كرده : من استوى يوماه فهو مغبون و من كان غده شرّا من يومه فهو ملعون . . .
يعنى كسى كه برابر بود دو روز او آن شخص زيانكار است و هركه روز آيندهء او بدتر از امروزش باشد ، ملعون است .