و من لم يفرّ محلّ الفرار * فيقعد مهب الرّياح الدّيار « 1 »
گريزى به هنگام سر بر بهجاى * به از پهلوانىّ سر زير پاى
راه شهر گرفتن آورد . حاجى ابراهيم به مواضعتى كه با امراى قاجار در ميان داشت راهش نداد : اذا عظم المطلوب قلّ المساعد « 2 » . از آنجا راه طبس خراسان پيش گرفت تفصيل اين واقعه در شرح حالات شاه شهيد مشروحا مسطور است .
حاجى ابراهيم به همين خدمت رتبت تقرب و شرف تقدم در حضرت شهريارى يافت به مقام وزارت و اختيار رسيد . چنان كه اكثر معمورهء ايران او را و پسران و برادران او را مسلم گشت .
* * *
[ معروف است متظلمى از . . . ]
معروف است متظلمى از كسان او به خدمتش تظلّم آورد . گفتا از شيراز جلاجو و راه اصفهان پو . مظلوم گفت : عبد الرحيم خان آنجاست .
گفتا « 3 » به كاشان و قم رو . گفتا اسد الله خان است . گفتا به بروجرد و كرمانشاهان گريز . گفتا حسن خان است . گفتا كه به جهنم رو . گفتا حاجى هاشم آنجاست .
هامش
( 1 ) . در اصل دو نسخه چنين است . اما به نظر مىرسد كه صحيح آن اين است : « فبعد مهب الرياح الدّمار » .
( 2 ) . مصرعى از بيت متنبّى است : « وحيد من الخلان فى كل بلدة » .
( 3 ) . در نسخه م : گفت .