باب چهل و هشتم اندر ثمرة
بدان كه ثمرة اندر تأويل على الجمله مال بود .
و چون بيند كه از درخت غير آن ميوه همىچيد كه بار وى بود طلب چيزى كند كه وى را حلال نبود .
و چيدن ميوه از درخت گفتهاند آموختن علم بود از مردى عالم .
و ديدن ميوه درويش را توانگرى بود و غنى را زيادت مال بود .
و ميوه چون تر باشد مالى بود كه آن را بقائى نباشد ، و چون خشك باشد آن رزقى به دوام باشد .
و هر ميوه كه لون آن زرد باشد آن دليل مرض بود الا ترنج و سيب و كنار كه زردى آن گفتهاند ضررى نباشد .
و هر ميوه كه شيرين باشد آن رزقى حلال [ باشد ] با راحت و درازى عمر .
و هر ميوه كه تلخ باشد يا ترش دليل [ 12 ب ] مرض و خصومت و عداوت باشد .
و هر ميوه كه اندر وقت خود بيند بهتر باشد از انچ در غير وقت خود بيند .