و از شهر به ديه رفتن ترك كارى شريف باشد از بهر كارى خسيس .
و بيرون شدن از ديه دليل نجات و نصرت بود ، قال اللّه تعالى :
« رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها »
.
* * * و ديدن سراى اندر تأويل چون با مرافق باشد دليل رفعت و دولت و عزت باشد ، و غمزده را فرج باشد ، و فقير را توانگرى بود ، [ و ] فاسق را توبه بود ، و عزب « 1 » را زن بود .
و فراخى سراى دليل [ 48 الف ] فراخى نعمت بود و تنگى آن تنگى دنيا بود .
و اندودن سراى دليل اصلاح دين و خوشى عيش بود .
و خانها و حجر [ ه ] ها اند [ ر ] سراى ، در تأويل زنان باشند .
و اگر بيند كه اندر سراى مجهول رفت و بيرون نيامد يا نتوانست آمدن دليل موت بود .
و سراى مجهول كه اندران مردگان باشند سراى آخرت باشد .
و رفتن اندر سراى معروف چون از گل باشد يافتن مال حلال باشد ، و چون از گچ و آجر باشد يافتن مال حرام بود .
و رفتن اندر سراى همسايه واقف شدن باشد بر سرّ وى .
و اگر بيند كه از سراى يا از شهر خود به خشم بيرون رفت آن دليل حبس باشد ، قال اللّه تعالى :
« وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً »
الآية .
و اگر بيند كه وى را به قهر بيرون كردند گفتهاند دليل مرض باشد .
و زيان اندر مال و رفتن خانه دليل غم بود ، و گفتهاند رفتن مال بود .
هامش
( 1 ) - اصل : عرب .