فرماينده ، و نه بر اكراه دارندهء غيرى را :
كشنده را بكشند ، و نگه دارنده را بزندان كنند تا هميشه در زندان باشد ، و چشم نگهبان بركنند ، لقوله تعالى : يقتل القاتل و يصبر الصابر ، يعنى : كشنده را بكشند ، و نگهدارنده را حبس كنند ، و ادب كنند .
و خواجه را در كشتن بندهء خويش ، قيمت بنده از وى بستانند ، و به صدقه دهند . و اگر بر كشتن بندگان اصرار كند آن را بكشند ، لفساد فى الارض .
و قصاص نكند الا پادشاه اسلام كسى را كه روى عادت كشتن اهل ذمت كرده باشد ، و او ولى كسى است كه وى را ولى نباشد ، بعمد بكشد ، و ديت خطا بستاند ، و او را نباشد كه عفو كند .
و قصاص نكنند الا به گردن زدن ، و قصاص طرف در قصاص نفس داخل است .
و گفتهاند كه باكى نيست كه اگر دست ببرد و آنگه بكشد ، دستش ببرند و آنگه بكشند ، لظاهر قوله تعالى :
وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ
و قوله :
فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَيْكُمْ
.
و كفارت واجب باشد در انواع قتل :
در قتل عمد آزاد كردن بنده باشد ، و دو ماه پيوسته روزه داشتن ، و شصت مسكين طعام دادن . اين هر سه بر جمع واجب باشد چون قصاص نكنند .
و در قتل خطا مخير باشد ميان اين هر سه .
دليل وجوب كفارت آنست كه روايت كردهاند كه عمر خطاب گفت يا رسول الله ! من در جاهليت چند دختر را زنده در گور كردهام . رسول ص فرمود :
« اعتق عن كل موءودة رقبة »
، يعنى : از هر يكى بندهاى آزاد كن .
و اما قصاص جراحتها شرط او با آن شرطها كه ذكر شد آنست كه آن جراحت از آن باشد كه اميد اصلاح وى نباشد ، چون بريدن دست و آنچه بدان ماند ، و بقصاص از تلف نفس وى نترسند ، همچون جايفه و مأمومه ، كه اين دو جراحت را قصاص نيست ، زيرا كه از هلاكت مقتص منه ايمن نتوان بودن .
و اگر قصاص كنند ، و از آنچه مشروع است در نگذرد ، و مقتص منه بميرد ، به روى چيزى نباشد . و اگر تعدى كند ، ضامن باشد . و اگر يكى از انگشتان غيرى ببرد ، ديگرى از دست وى از سررش ببرد ، بر اولين بود ديت جنايت كرده باشد ، و بر دوم ديت باقى پس از آن .
و اگر خواهد هر دو را قصاص كند ، و بر دوم رد كند ديت جنايت اولين ، و از اولين ديت جنايت او فرا گيرد ، و بدومين دهد .
دليل بر جواز قصاص قول خداست كه :
« وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ »
.
و هر كه دست راست غيرى ببرد ، و او را دست راست نباشد ، دست چپش ببرند . دليلش اجماع اين طائفه است .
و مرد آزاد ضامن باشد آن را كه تباه كند ، و ارش جنايت او را بعمد يا بخطا ، و آنچه حاصل شود بفعل او يا بفعل كسى كه وى را بر ولايت باشد .
و اگر كسى حيوان غيرى را بكشد ، يا آلت وى را بشكند ، يا جامهء وى را به درد ، يا بناى وى را خراب كند ، ضامن باشد .
و همچنين ، اگر در راه مسلمانان