ق
قابَ قَوسَين
- ( اصطلاح عرفانى ) قاب قوسين مقام قرب الهى و اسمائى است . باعتبار تقابل ميان اسماء در امر الهى كه دايرهء وجود ميخوانند همچنانكه ابداء و اعاده و نزول و عروج و فاعليت و قابليت و آن اتحاد به حق است با بقاء تميز و دوئيت اعتباريه .
( از اصطلاحات شاه نعمت إله ص 58 - دستور ج 3 ص 53 ) .
و گفتهاند قاب اشارت بدايرهء وجوب و امكان است و قوسين اشارت بدين دو دايره است ، چون سالك قدم از مقام هستى بيرون نهاده و فانى شود در وجود حق منطوى گردد ، دايرهء امكان قرب يافت بدايرهء وجود و وجوب و امكان يكى گردد .
گذارى كن ز كاف كنج كونين * نشين بر قاف قرب قاب قوسين
هلالى گويد :
محمد كيست ؟ جان را قرة العين * كمان ابرويش چون قاب قوسين
دو چشم روشن ارباب بينش * گل بستانسراى آفرينش
دلش از معرفت بر اوج افلاك * زبانش در مقام ما عرفناك
قابِل
- ( اصطلاح فلسفى و عرفانى ) قابل نزد صوفيه اعيان ثابته انداز جهت قبول فيض و وجود از فاعل حق و تجلى دائم او كه فعل او است .
( كشاف ص 1204 ) اى قابله رحمت ، اطفال مهد عدم را از ارحام قدر بيرون آر ، تا در فضاى فيض ارواح در محل افراح بجناح ديمومت بپرند ، عين إله بجلال قديم در كاف امر تجلى كند .
( شطحيات ص 16 )